شمارهٔ ۵۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و دلدادگی میگوید که به دلیل زیبایی و جذابیت معشوق، دل و دین خود را به او سپرده است. او به تصویر بت سبزوار اشاره میکند که جانش را با یک نگاه به تسخیر خود درآورده است. شاعر از تاثیر عمیق معشوق بر دلش میگوید و از غمهایی که گذشتهاند. او ذکر میکند که عشقش ناخواسته غمهایش را فراموش کرده و تأکید میکند که حتی وقتی دلش دردمند است، معشوق برایش گرانبهاتر از غمهای روزگار است. در نهایت، شاعر به اشکریزی و دلتنگیاش برای معشوق اشاره میکند و میگوید که محبت و زیباییاش تأثیر عمیقی بر روح و ایمانش گذاشته است.
ای آفت جان ها خم ابروی کمندتغارت گر دل ها قد دل جوی بلندت
هوش مصنوعی: ای نور چشمها، ابروی کمانی تو جانها را بهدست میآورد و قد بلندی که داری، دلها را در اختیار میگیرد.
تا آفت چشمت نرسد دست حق افشاندبر آتش رخسار تو از خال سپندت
هوش مصنوعی: تا زمانی که زیبایی چشمانت در خطر نباشد، یاری خداوند بر آتش چهرهات از اثر خال زیبایت میتابد.
ای ترک سمنبر بسرم تاز سمندیگوی خم چوگان سرخوبان خجندت
هوش مصنوعی: ای ترک سمنبر، سوار بر اسب تازهنفسی، گوی چوگان را به دست بگیر و به سوی سرزمین نیکوکاران حرکت کن.
افتاده خلاصیش به فردای قیامتهر صید که گردیده گرفتار به بندت
هوش مصنوعی: هر کسی که به دام تو افتاده و گرفتار شده، سرانجام باید در روز قیامت با عواقب اعمالش روبهرو شود.
شد رشک فلک روی زمین تا که نشستهبرخاک هلال از اثر لعل سمندت
هوش مصنوعی: آسمان به زمین حسادت میورزد، زیرا هلال به شکلی زیبا و به خاطر ردپایی از لعل، بر خاک نشسته است.
اندام تو خود قاقم و خزاست زنرمیسودی ندهد جامهٔ دیبا و برندت
هوش مصنوعی: تن بینی تو خود زیبایی و جاذبهای دارد، که پوشیدن لباسهای گرانقیمت و زیبا هم نمیتواند به اندازهٔ زیبایی خودت تأثیرگذار باشد.
دارد سر یغما شد من غمزهٔ شوختاینک دل و جانی اگر این هست پسندت
هوش مصنوعی: دل و جانم اگر این است که تو دوست داری، حاضرم همه چیز را فدای زیبایی و ناز شما کنم، حتی اگر این باعث سرسپردگی و بیتابی من شود.
تا دفع عوارض بشود زان گل عارضیک بوسه بما ده بزکواة از لب قندت
هوش مصنوعی: تا وقتی که مشکلات و عوارض برطرف شود، از آن گل زیبا یک بوسه به ما بده، از لب شیرین و قندینات.
ناصح چه دهی پند باسرار ز عشقشاو نیست از آنها که دهد گوش به پندت
هوش مصنوعی: مشاور، چه فایدهای دارد که در مورد عشقش نصیحت کنی؟ او از آن دسته نیست که به نصایح تو گوش بدهد.