شمارهٔ ۱۲۹
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیبایی و دلربایی معشوق اشاره میکند و او را با زیباییهایی چون ماه و نقاشیهای بینظیر مقایسه میکند. او میگوید که برای بهتر شناختن معشوق باید از عشق و آتش هجران سخن گفت. همچنین، شاعر از حالتی از فقر و گدایی در عشق میگوید و آن را به سلطنت و بهشت برتر میداند. در نهایت به پنهان بودن اسرار زیبایی و جذابیتهای معشوق اشاره میکند و میگوید عملاً زیبایی او فراتر از کلمات و مفاهیم قابل فهم است. این شعر در عین حال دعوت به نوشیدنیهای عشق نیز میکند که به رنگ شراب ارغوانی توصیف شده است.
دهید شیشهٔ صهبای سالخورده بدستمکنون که شیشهٔ تقوای چند ساله شکستم
هوش مصنوعی: به من شیشهای از شراب کهنه بدهید، زیرا من شیشهای از تقوای چند سالهام را شکستهام.
کتاب و خرقه و سجاده رهن باده نمودمبتار چنگ زدم و چنگ و تار سبحه گسستم
هوش مصنوعی: کتاب، لباس صوفیانه و فرش نماز را به خاطر نوشیدن شراب رهن گذاشتم. به ساز زدم و از چنگ و تارهای آن، تسبیح را پاره کردم.
فتاده لرزه بر اندام من ز جلوهٔ ساقیخدا نکرده مبادا فتد پیاله ز دستم
هوش مصنوعی: از زیبایی و جلوهٔ ساقی، بدن من به لرزه در آمده است. امیدوارم که پیالهام بهطور ناخواسته از دستم نیفتد.
مرا به گل چه سر و کار کز تو بشکفدم دلمرا بباده چه حاصل که از نگاه تو مستم
هوش مصنوعی: من چرا به گل و گیاه فکر کنم وقتی که به خاطر تو زنده شدم؟ و چه فایدهای دارد که دل من به خاطر تو سرشار از عشق و شوق است؟ من از نگاه تو مست و شیدا هستم.
بخود چو خویش بگویم توئی ز خویش مرادماگرچه خویش پرستم ولی زخویش برستم
هوش مصنوعی: وقتی به خودم میگویم که تو هستی، منظورم خودم است. اگرچه خودم را میپرستم، اما از خودم فاصله میگیرم.
نداشت کعبه صفائی به پیش درگهش اسراراز آن گذشتم و احرام کوی یار ببستم
هوش مصنوعی: به نداشتهها و زیباییهای کعبه توجهی نکردم، چون اسرار و حقایقی عمیقتری بود که فراتر از آنها وجود داشت. از این رو، با عشق و ارادت، خود را به کوی دوست سپردم و به مناسک دلدادگی پرداختم.