شمارهٔ ۱۳۶
هوش مصنوعی: این شعر حاکی از عشق عمیق و دردهای ناشی از دوری معشوق است. شاعر به احساساتی چون دیوانگی، غم، و ناامیدی اشاره میکند و بیان میکند که دلش همواره تحت تأثیر نور عشق است. او از غم و محنتهای خود میگوید و حس میکند که زندگیاش به سامان نیست. همچنین، او با یادآوری زیباییهای معشوق و آثار محبتش بر دلش، به نوعی تسلیم غم و نگرانیها میشود. در پایان، پیام شاعر این است که نباید به ظاهر زندگی و مشکلات توجه کرد، زیرا دلش همچنان به عشق وفادار است.
چولاله بی گل روی تو داغمبود زهر از فراقت در ایاغم
هوش مصنوعی: بدون شک آرزو و longing من به خاطر دوری تو مانند زهر در وجودم است و چهرهام همچون گلی بیچو لاله به حالتی پژمرده و داغ است.
چه در کعبه چه دردیر و خراباتترا جویا ترا اندر سراغم
هوش مصنوعی: در هر مکان مقدس یا غیرمقدس، به دنبال تو هستم و از احوال تو باخبر میشوم.
درون تیره ام را ده فروغیکز این ظلمت سرابخشد فراغم
هوش مصنوعی: در دل تاریکیهای من دلیلی روشن بیاور که این سیاهی را از بین ببرد و من را آرامش بخشد.
شبم تار وره مقصود نایابچه باشد گر بر افروزی چراغم
هوش مصنوعی: در تاریکی شب، اگر هدف و مقصودم پیدا نباشد، چه فایدهای دارد که چراغم را روشن کنم؟
نه از گل بشکفد خاطر نه از باغنه از مل واشود دل نه زراغم
هوش مصنوعی: نه دل از زیبایی گل شاد میشود، نه از باغ و نه از خوشبویی گلها. دل من غمگین است و هیچ چیز نمیتواند آن را شاد کند.
هوای یار باشد در سراسرارغرور عشق پیچد در دماغم
هوش مصنوعی: هوای محبوب در تمام وجودم جریان دارد و احساسات عشق، در ذهنم ریشه دوانده است.