شمارهٔ ۱۵۹
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حال دل عاشق و مستمند است که به دنبال آب و نان، در میان حرم سَرای شاهی، خانهاش را خراب کرده است. او از تنهایی و فاصله از محبوبش رنج میبرد و میخواهد بداند چگونه به خویش بپوشاند که نمیتواند صدای محبوبش را به جز ترانهاش بشنود. همه چیز در چشمش به تصویر محبوبش گره خورده و او تنها با نیایش و عشق به او زندگی میکند. در پایان، از بیامیدی و دلتنگیاش سخن میگوید و آرزوی دیدار یار را در دل دارد، اما میداند که این دیدار ممکن نیست.
از مژه گرچشم مستت دست در خنجر زدهنیست بد مستی عجب زان مست کان ساغر زده
هوش مصنوعی: اگرچه هنوز چشمان مست تو به خنجر نیز دست نیافتهاند، اما در عجبم از این مستی، چرا که آن مست هم همانند کسی است که دمی به گلاب مینوشد.
برزده آن آتش طلعت بفردوس نعیمطاق ابروحسنش از خورشید بالاتر زده
هوش مصنوعی: آتش چهرهاش در بهشت نعمت، از تیری که بر دوش حسنش است، از خورشید نیز درخشانتر شده است.
ابروی او آبروی ماه نو را ریختهشمع از آزرم رویش خویش بر آذر زده
هوش مصنوعی: ابروی معشوق، حرمت و زیبایی ماه نو را تحتالشعاع قرار داده و شمع از حیا و شرم چهرهاش بر آتش افتاده است.
خط بطلان زان قد چون نیشکر کلک قدربرالفهای قد سیمین بران یکسر زده
هوش مصنوعی: از آنجا که قدش مانند نیشکر زیباست، با قلمی که قدرتش را میشناسد، تمام الفهای نقرهای را یکباره از بین برده است.
ای بت چین تیر مژگانت خطا هرگز نرفتچون خور آسان گرچه در هر لحظه نیرت پرزده
هوش مصنوعی: ای معشوقهی زیبای چین، نگاه تیرگونهات هرگز خطا نمیکند و مانند خورشید درخشان و راحت است، هرچند که در هر لحظه قدرت تو جانفزا و شگفتانگیز است.
مشت خاکی را نباشد دلربائی اینهمهکیست این یارب ز روی گلرخان سر بر زده
هوش مصنوعی: دلربایی و زیبایی فقط به یک مشت خاکی مربوط نمیشود. چه کسی است که از زیباییهای روی گلرخانها سر برآورده و چنین جذبهای دارد؟
آنهمه غوغا که در محشر شود نبود عجبشورش از سودای زلفش در سر محشر زده
هوش مصنوعی: در روز قیامت وقتی که همهچیز به هم میریزد و سر و صدای زیادی به راه میافتد، عجیب نیست که دلها به خاطر عشق و افکار مربوط به زلف محبوب دچار آشفتگی و شور و شوق شوند.
در فلک خرگاه مهر از ماه بالاتر زنندوین هلال ابرویش از مهر و مه برتر زده
هوش مصنوعی: در آسمان، خرگاه خورشید را بالاتر از ماه قرار میدهند و این هلال ابرویش از خورشید و ماه نیز بالاتر است.
طوطی گویای اسرارم شکرریزی کندگوئی از نوش لبت منقار در شکر زده
هوش مصنوعی: طوطی که رازهای من را میگوید، به طور خیالی شکر بر میریزد، گویی منقار خود را در شکر لبهای تو فرو برده است.