شمارهٔ ۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به نشانههای مستی و خرابی اشاره میکند و از عشق و دردهایی که ناشی از آن است، سخن میگوید. او به مانند یک رند، نه تنها از مستی لذت میبرد بلکه به خطراتی که این حالت برایش به همراه دارد نیز اشاره میکند. او بر این باور است که در زندگی، بسیاری از چیزها فانی و بیارزشند و به افسانهها و نصایح دیگران اهمیت نمیدهد. در نهایت، شاعر با مطرح کردن مفهوم وحدت، بر این نکته تاکید میکند که جستجوی حقیقت در زندگی ضروری است و نباید در دشتهای توهمات گم شد.
یا میکده را دربند این رند شرابی رایا چشم بپوش امشب مستی و خرابی را
هوش مصنوعی: امشب یا باید خود را در میکده غرق کنم و از شراب این رند لذت ببرم، یا اینکه بیخیال از مستی و بینظمیهایش شوم.
تا گرد وجودم را بر باد فنا ندهداز دست نخواهد داد این آتش آبی را
هوش مصنوعی: تا وقتی که این آتش آبی وجود دارد، نمیگذارد که هستیام به فنا برود و نابود شود.
یکباره پریشان کرد ما را چو پریشان کردبر روی مهآسایش زلفین سحابی را
هوش مصنوعی: ناگهان ما را به هم ریخت، مانند اینکه زیبا و آرام در چهرهاش زلفهای شبیه به ابر را به هم میزند.
از قهقهه بیجاست ای کبک دری کز خونشاهین کندت رنگین چنگال عقابی را
هوش مصنوعی: ای کبک دری، نه به قهقهههای بیمورد بخند که چنگالهای عقاب، به خاطر خون شاهین، به رنگینتر شدهاند.
رو دست بشوی از تن زان پیش که خود سازدسیلاب فنا ویران این کاخ ترابی را
هوش مصنوعی: دست خود را از بدن بشوی، زیرا که خودت باعث میشوی سیلاب فنا این کاخ از خاک را ویران کند.
ای خواجه یکی گردد خود بحر و حباب آخردر دهر چه بسپاری این شکل حبابی را
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، در زندگی به یاد داشته باش که در نهایت، هر چیزی مانند حبابی است که در آب شناور است و از بین میرود. بنابراین، ارزش و اهمیت این ظاهر گذرا و موقتی را دست کم نگیر.
آهم به فلک بر شد از جور رقیب امشبتا خود چه اثر باشد این تیر شهابی را
هوش مصنوعی: امشب، از ظلم رقیب دلتنگ شدهام و به آسمان ناله میزنم تا ببینم این شهاب چه تاثیری میتواند بر من داشته باشد.
القصه مکن باور افسانه واعظ راکی گوش کند عاقل هر بانگ غرابی را
هوش مصنوعی: در نهایت، به داستانهای زاهدان و وعاظ اعتماد نکن. زیرا انسانهای خردمند به هر صدای بیهودهای گوش نمیدهند.
بشنو سخن وحدت ای تشنه که آب آنسوستبیهوده چه پیمایی این دشت سرابی را
هوش مصنوعی: به سخنان وحدت گوش کن، ای کسی که تشنهای، زیرا که حقیقت و آب واقعی در آن سوی این دشت قرار دارد. نگران نباش که در این دشت بیهوده قدم میزنی؛ چرا که اینجا فقط سرابی بیش نیست.