شمارهٔ ۱۱
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف تجربه عشق و جنون میپردازد. شاعر بیان میکند که به خاطر عشق عقل را کنار گذاشته و تمامی فنون عشق را ترک کردهاند. آنها در مسیر عشق تسلیم و راضی بودهاند و با پذیرش ذلت، به دنیای مادی پشت کردهاند. از عواطف و احساسات خود سخن گفته و با استفاده از ریاضت، به کنترل نفس پرداختهاند. در نهایت، عشق را به صورت نیرویی قوی توصیف میکند که نتیجهاش وحدت و هماهنگی را در عالم ایجاد کرده است.
باز آهنگ جنون کردیم ماعقل را از سر برون کردیم ما
هوش مصنوعی: ما دوباره به جنون روی آوردیم و عقل و منطق را از خاطر دور کردیم.
جز فنون عشق کآن آیین ماستسربهسر ترک فنون کردیم ما
هوش مصنوعی: غیر از هنرهای عشق که جزء اصول ماست، همه چیز را رها کردهایم.
در طریق عشق تسلیم و رضاروزگاری رهنمون کردیم ما
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، ما زمانی را سپری کردیم که خود را در برابر خواستهها و حوادث زندگی تسلیم و با آنها کنار آمدیم.
در سراب دل روان در جوی چشمچشمههای آب خون کردیم ما
هوش مصنوعی: در دلمان آبی وجود نداشت و به جای آن، احساسات تلخی را تجربه کردیم. چشمانمان پر از اشک و حسرت بود و به شکل عمیقی درد و رنج را حس کردیم.
خاک خواری و مذلت تا ابدبر سر دنیای دون کردیم ما
هوش مصنوعی: ما برای همیشه در ذلت و ناچیزی دنیای پست زندگی کردهایم.
در پی چندی و چون در سالهابا خلایق چند و چون کردیم ما
هوش مصنوعی: پس از گذشت چندی و در طول سالها، ما با مردم و اوضاع مختلف دچار تغییراتی شدیم و تجربههای متفاوتی را کسب کردیم.
بر رگ غم نشتر شادی زدیمدفع سودای درون کردیم ما
هوش مصنوعی: ما با شادی بر زخمهای غم ضربه زدیم و افکار ناامیدکننده درون خود را ریشهکن کردیم.
تا به نیروی ریاضت عاقبتنفس سرکش را زبون کردیم ما
هوش مصنوعی: ما با تلاش و تمرین، توانستیم نفس سرکش خود را کنترل کنیم و آن را ضعیف و تحت سلطه درآوریم.
آسمان را صورت از سیلی عشقوحدت آخر نیلگون کردیم ما
هوش مصنوعی: ما با عشق به وحدت، آسمان را به رنگ نیلگون درآوردیم.