شمارهٔ ۵۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از معشوقهاش میخواهد که به او شرابی بدهد تا از قید نام و ننگ رهایی یابد. او به ناپایداری زندگی و عمر اشاره میکند و از معشوق میخواهد که در هر زمان و مکانی او را مست و شاداب کند. شاعر با وجود اینکه میداند شراب حرام است، اما به آن دعوت میکند و میگوید که او نمیتواند از این لذت بگذرد. او احساس میکند که در حالتی خراب و مست است و به طور مداوم از عشقش رنج میبرد و میخواهد تا در کنارش، کمی آرامش و خوشی به دست آورد. در نهایت، او به شب و بینوری اشاره میکند و میخواهد که نذر و صدقهای برای او انجام دهند تا از این وضعیت رهایی یابد.
از آن می شفقی رنگ یک دو جامم دهدمی خلاصی از این قید ننگ و نامم ده
هوش مصنوعی: به من از آن می سرخ یک یا دو جام بده، تا برای مدتی از این قید ننگ و نامم رهایی یابم.
دوام دور فلک بین و بیوفایی عمربیا و یک دو سه دوری علی الدوامم ده
هوش مصنوعی: به تداوم چرخش فلک و بیوفایی زمان نگاه کن. بیا و یک، دو، سه دور از زندگیام را به من بده که همیشه زندگی کنم.
ز دور صبح ازل تا دوام شام ابدعلی الدوام شب و روز و صبح و شامم ده
هوش مصنوعی: از آغاز صبح ازلی تا پایان شب ابدی، من در هر لحظه همیشه در حال تجربه شب و روز و صبح و شام هستم.
از آن میای که کسب کند ماه و مهر نور از اوبه روز روشن و هم در شب ظلامم ده
هوش مصنوعی: از آن میای که ماه و خورشید از نور تو بهرهمند میشوند، هم در روز روشن و هم در شب تاریک، به من بده.
اگرچه از نگه چشم مست مخمورتمدام مست و خرابم تو هم مدامم ده
هوش مصنوعی: با وجود اینکه از نگاه میشرابسازِ چشم تو همواره مست و خرابم، تو نیز همواره به من بده.
نه بیم از عسس و نی ز شحنهام خوف استبیار باده و در بزم خاص و عامم ده
هوش مصنوعی: نه از نگهبان میترسم و نه از مأموران، بیا و میریزان در میخانه و در میان مردم به من بده.
اگرچه باده حرام است و مال وقف حلالمن این حلال نخواهم از آن حرامم ده
هوش مصنوعی: با اینکه نوشیدنی алкоголь حرام است و مال من از چیزی که حلال است، ولی نمیخواهم این حلال را به خاطر آن حرام به من بدهند.
من خراب کجا و نماز و روزه کجاسحر صراحی می در مه صیامم ده
هوش مصنوعی: من در حالتی هستم که به هیچ چیز جز میخوری و شادی فکر نمیکنم، در حالی که دیگران در روزه و عبادت هستند. به من میگوید که من در پی لذت و سرور هستم و از مسائل مذهبی دورم.
ز داغ دل دگر از عشق غم فزایم کنز درد سر دگر از عقل ناتمامم ده
هوش مصنوعی: از دل سوختهام، دیگر محبت و عشق بیشتری به من نده، زیرا درد و اندوهی که دارم کافی است. همچنین دیگر از عقل ناتمامم چیزی نخواهم، زیرا نمیتوانم از آن بهرهبرداری کنم.
شب است و وجه میم نیست لطفی کنبه رسم نذر و تصدق چو نیست وامم ده
هوش مصنوعی: شب است و صورت میم در دسترس نیست. لطفاً به خاطر نذر و صدقه، اگر ممکن است چیزی به من بده زیرا من در تنگنای مالی هستم.