هوش مصنوعی: این متن دربارهی حواس باطن و تواناییهای مختلف آنها صحبت میکند. حواس باطن به دو دسته تقسیم میشوند: حواس که صور محسوسات را درک میکنند و حواس که معانی محسوسات را میشناسند.
1. **حس مشترک**: قدرتی در مغز که همهی صورتها را از حواس بیرونی جمعآوری میکند.
2. **خیال**: توانایی ذخیرهسازی تصاویری که حس مشترک دریافت کرده است.
3. **قوت متخیله**: توانایی ترکیب و تفکیک جزئیات خیال بر اساس اندیشه.
4. **قوت وهم**: توانایی درک معانی نامحسوس از محسوسات.
5. **قوت حافظه**: حافظهای که معانی نامحسوس را ذخیره میکند.
همه این حواس به روح حیوانی وابستهاند که منبع آن دل است. روح نیز بسته به جایی که عمل میکند به نامهای مختلفی شهرت دارد.
در پایان، نویسنده به تفاوت موجودات و اینکه حیوانات کامل و ناقص چگونه تعریف میشوند، اشاره میکند و میگوید انسان از همه حیوانات برتر است زیرا دارای ویژگیهای خاصی است.
هوش مصنوعی: اما بعضی از حواس درونی میتوانند اشیاء و تصاویری که قابل مشاهدهاند را درک کنند و برخی دیگر توانایی درک معانی و مفاهیم مرتبط با آن اشیاء را دارند.
هوش مصنوعی: حس مشترک، نیرویی است که در قسمت ابتدایی مغز قرار دارد و میتواند تمام شکلهایی را که حواس بیرونی ما قبول کردهاند، در خود جای دهد. این نیروی حس مشترک باعث میشود که چیزها قابل حس و ادراک شوند، به شرطی که این اطلاعات به درستی از سوی این حس پذیرفته شوند.
هوش مصنوعی: دومین عنصر خیال است که نیرویی است که در انتهای فرآیند تفکر شکل میگیرد و این قدرت به آنچه که حس مشترک از حواس بیرونی دریافت کرده است، نگهداری و استمرار میبخشد و به دنبال آن، حضور محسوسات را غیبت میکند.
هوش مصنوعی: سومین نیروی تخیل است. وقتی این نیرو به نفس حیوانی نسبت داده شود، آن را متخیله مینامند و وقتی به نفس انسانی مرتبط شود، به آن متفکره میگویند. این نیرو در قسمتی از مغز که وسط سر قرار دارد فعالیت میکند و وظیفهاش این است که جزئیات موجود در خیال را با یکدیگر ترکیب یا از هم جدا کند، و این کار را با اختیار و اندیشه انجام میدهد.
هوش مصنوعی: چهارمین نوع قوت، وهم نام دارد و این نیرو به گونهای طراحی شده که در نهایت عمق تفکر فعال میشود. عملکرد آن به این شکل است که معانی نامحسوس را در چیزهای حسّی و مشهود شناسایی میکند. مانند توانایی یک بزغاله که بتواند مادر خود را از گرگ تشخیص دهد یا یک کودک که بتواند طناب را از مار تمیز دهد.
هوش مصنوعی: پنجمین قدرت، حافظه است که به آن ذاکره نیز میگویند. این قدرت به ما این امکان را میدهد که افکار و تصورات نادیدنی را که در ذهن داریم، در تجربههای قبلیمان حفظ کنیم. نقش آن در رابطه با خیال و حس مشترک، مشابه است، به این معنا که میتواند تصاویری را که داریم، حفظ کند و معانی را در ذهن نگه دارد.
هوش مصنوعی: این متن بیان میکند که تمام نیروهایی که به نوعی به تمایلات حیوانی مربوط میشوند، در حقیقت از جوهری نشأت میگیرند که منبع آن دل انسان است. وقتی این نیروها از دل فعالیت میکنند، به عنوان روح حیوانی شناخته میشوند و اگر از مغز فعالیت کنند، به عنوان روح نفسانی و همچنین اگر از کبد نشأت بگیرند، به عنوان روح طبیعی شناخته میشوند. این نیروها یک بخار لطیف هستند که از خون به وجود میآید و در عروق بدن جریان پیدا میکند. در نهایت، اشاره میشود که این نیروها درخششی مشابه نور خورشید دارند.
هوش مصنوعی: هر حیوانی که توانایی دریافت اطلاعات و حرکت را داشته باشد و از این دو ویژگی به وجود آمده باشد، به عنوان یک حیوان کامل شناخته میشود و اگر کمبودی داشته باشد، ناقص به حساب میآید.
هوش مصنوعی: مور که چشم ندارد و ماری که گوش ندارد، به نوعی نماد بیخبری و ناتوانی در درک محیط اطراف هستند. این بیان به ما این نکته را میرساند که حتی موجودات زندهای که اعضای حسی خاصی ندارند، میتوانند به زندگی خود ادامه دهند، اما در عین حال این نقصانها میتواند سبب بیتوجهی به دنیای اطراف شود.
هوش مصنوعی: هیچ موجودی ناقصتر از خراطین نیست. این موجود، کرمی سرخ رنگ است که در گل جوی زندگی میکند و به آن «گلخواره» میگویند. در آن سوی رود جیحون، آن را «غاک کرمه» مینامند. این موجود، نخستین و آخرین حیوان است، و به عنوان یک حیوانی که در بیابان ترکستان زندگی میکند، توصیف شده است. این کرم قد بلند و ناخنهای عریضی دارد و به انسانها بسیار علاقهمند است. هر زمان که انسانی را ببیند، به طرف او میآید و نظارهگر او میشود. وقتی فقط یک فرد را ببیند، به او نزدیک میشود و گفته میشود که از او تخم میگیرد. بر این اساس، پس از انسان، این موجود نیز ویژگیهای خاصی دارد که آن را شبیه به انسانها میکند؛ مثلاً در بالای راست بدن، پهنای ناخنها و موی سر.