هوش مصنوعی: یعقوب اسحق کندی، یک فیلسوف یهودی در زمان خود بود که به علم نجوم و دیگر علوم معروف بود. او روزی پیش مأمون، خلیفه مسلمانان رفت و به خاطر دانشش بر زبر دست یکی از ایمه اسلام نشست. امام از او خواست تا چیزی بنویسد و یعقوب، با علم نجومیاش، قادر به پیشبینی محتویات نوشته امام شد. این موضوع باعث تعجب مأمون شد و خبر آن در بغداد و دیگر مناطق گسترش یافت. فقیهی از بلخ، که تحت تاثیر تعصب علمی بود، تصمیم گرفت یعقوب اسحق را به قتل برساند اما در نهایت به او پیوست و پنجسال با یعقوب تحصیل کرد تا به درک عمیقتری از علم نجوم برسد.
هوش مصنوعی: یعقوب اسحق به دنبال تختهای از خاک رفت، آن را برداشت و بلند شد. سپس ستارهشناسی را آغاز کرد و نقشهای از موقعیت ستارهها بر روی تخته خاک رسم کرد. او موقعیت کواکب را تنظیم کرد و آنها را در بروج خود قرار داد. همچنین شرایط خوب و ضمیر را نیز بررسی کرد و به امیرالمؤمنین گفت که روی آن کاغذ چیزی نوشته شده است که نشاندهنده این است که ابتدا نبات بوده و در نهایت به حیوان تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: مأمون با تعجب بسیار مواجه شد و آن امام کار شگفتانگیزی انجام داد. سپس ردا (پوشش) او را گرفت و به دو نیم کرد و در برابر مأمون گفت که باید دو پایگاه (یا پایه) بسازد.
هوش مصنوعی: این صحبت در بغداد منتشر شد و به مناطق دیگری مانند عراق و خراسان نیز رسید. یک فقیه از بلخ، به دلیل تعصبی که بر دانشمندان داشته، کاردی را برداشت و آن را در میانه یک کتاب نجومی گذاشت. او تصمیم گرفت که به بغداد برود و درسهایی از یعقوب اسحاق کندی بگیرد و نجوم را آغاز کند و به دنبال فرصتی بود تا از آن بهرهبرداری کند، اما ناگهان او را به دست گرفتند.
هوش مصنوعی: او به تلاش و کوشش به سفر خود ادامه داد تا اینکه به بغداد رسید. سپس به گرمابه رفت و بعد از آن بیرون آمد و لباس تمیز و پاکی بر تن کرد. آن کتاب را در آستین خود گذاشت و به خانه یعقوب اسحاق رفت.
هوش مصنوعی: وقتی بدر به منزل رسید، مرکبهای زیادی را دید که با طلا تزئین شده بودند. این مرکبها متعلق به بنیهاشم و دیگر شخصیتهای مشهور بغداد بود. او سرش را به احترام برداشت و وارد شد. سپس در حلقهای که یعقوب نشسته بود، جا گرفت و از او تعریف کرد و گفت که میخواهد چیزی را درباره علم نجوم برای مولانا بخواند.
هوش مصنوعی: یعقوب گفت: تو از سمت مشرق برای کشتن من آمدهای، نه برای یادگیری علم نجوم. اما بعدها پشیمان میشوی و به یادگیری نجوم مشغول میشوی و ممکن است در این علم به کمال برسی و در جامعه مسلمانان، یکی از بزرگترین منجمان باشی. همه بزرگان که در آنجا بودند از این سخن تعجب کردند.
هوش مصنوعی: ابو معشر تصمیم گرفت و چاقویی از میان کتاب خارج کرد و آن را شکست و به دور انداخت. سپس زانو به زمین زد و به مدت پانزده سال به یادگیری پرداخت تا به درجهای در علم نجوم رسید که به آن نایل شد.