بخش ۸ - حکایت هفت - بوعلی و درمان آن که میپنداشت گاو است
هوش مصنوعی: مالیخولیا یک بیماری است که درمان آن بسیار دشوار است و پزشکان در معالجه آن ناتوان میشوند. در یکی از روایات تاریخی، از امیر فخرالدوله باکالیجار بویی صحبت میشود که یکی از اعضای خانوادهاش به این بیماری دچار شده و به شکل گاو درآمده است. او همواره از دیگران میخواهد که او را بکشند تا از گوشتش هریسه تهیه کنند.
در این زمان، خواجه ابوعلی که وزیر بوده، از وضعیت بیمار آگاه شده و تصمیم میگیرد با شیوهای خاص او را درمان کند. او به بیمار میگوید که قصابی میآید تا او را بکشد، و بیمار با شنیدن این خبر خوشحال میشود. خواجه با ورود به خانه بیمار، او را به زمین میخواباند و ابتدا وانمود میکند که او را نخواهد کشت، بلکه وعده میدهد که به او خوراک میدهند تا فربه شود.
این روش به بیمار انگیزهای برای خوردن میدهد و او پس از مدتی بهبود مییابد. این حکایت نمایانگر اهمیت دانش پزشکی، خلاقیت و ذکاوت در درمان بیمارانی با شرایط خاص است.
هوش مصنوعی: مالیخولیا نوعی بیماری است که پزشکان در درمان آن به سختی میافتند. هرچند بیماریهای ناشی از سودا معمولاً مزمن هستند، اما مالیخولیا ویژگیای دارد که بهدشواری از بین میرود. ابوالحسن بن یحیی در کتابی به نام "معالجت بقراطی" که در علم پزشکی نوشت، به تعلیمات ائمه، حکما، فضلا و فلاسفه اشاره کرده و بیان میکند که چند تن از آنها بر اثر این بیماری دچار مشکل شدهاند.
هوش مصنوعی: استادم، شیخ امام ابوجعفر بن محمد ابی سعد معروف به صرخ، داستانی را از شیخ امام محمد بن عقیل قزوینی نقل کرد. این داستان به امیر فخرالدوله باکالیجار البویی مربوط میشود که یکی از افراد برجسته آل بویه دچار بیماری ذهنی شد. او به قدری در این حالت غرق شد که دیگران او را به شکل یک گاو میدیدند. او هر روز شروع به فریاد زدن میکرد و به مردم میگفت که...
3
«مرابکشیدکهازگوشتمنهریسهٔنیکوآید!»
هوش مصنوعی: «مرا بکشید تا از بدنم غذایی خوشمزه و خوب تهیه کنید!»
هوش مصنوعی: خواجه ابوعلی در آن زمان وزیر بود و شاهنشاه علاءالدوله محمد بن دشمنزیار به او توجه خاصی داشت و تمام امور مملکت را به او سپرده بود. تمامی مسئولیتها به اختیار و تدبیر او گذاشته شده بود و به راستی بعد از اسکندر که ارسطو وزیر او بود، هیچ پادشاهی مانند ابوعلی وزیر نداشته است.
هوش مصنوعی: در زمانی که خواجه ابو علی سمت وزارت داشت، هر روز پیش از طلوع آفتاب از خواب برمیخاست و دو ورق از کتاب شفا مینوشت. وقتی صبح که روشن میشد، شاگردانش را جمع میکرد، از جمله افرادی چون کیا رئیس، بهمنیار، ابو منصور بن زیلة، عبد واحد جوزجانی و سلیمان دمشقی. من نیز با آنها بودم و تا زمان برگزاری نماز، در کنار آنان درس میخواندیم. وقتی که خواجه به بیرون آمد، هزار سوار از افراد مشهور و دانا و کسانی که درخواستها و نیازهای خود را داشتند، در مقابل خانهاش جمع شده بودند و خواجه بر روی تخت نشسته بود و آن جمعیت در خدمت او حاضر شدند.
هوش مصنوعی: زمانی که به دیوان رسیدی، سوار بر دو هزار بودهای. سپس در دیوان تا نماز پیشین ماندی و وقتی برگشتی به سفره آمدی، عدهای با تو نان خوردند. بعد از آن به قیلوله مشغول شدی و وقتی بیدار شدی، نماز خواندی و به حضور شاهنشاه رفتی. تا وقت نماز بعدی، مشغول گفتوگو و تبادل نظر درباره مسائل مهم کشوری بودی که فقط دو نفر در آن presence بودند و هیچ شخص سومی در میان نبود.
8
ومقصودازینحکایتآناستکهخواجهراهیچفراغتینبودی.
هوش مصنوعی: هدف از این داستان این است که خواجه هیچ زمانی برای استراحت نداشت.
هوش مصنوعی: وقتی پزشکان نتوانستند آن جوان را درمان کنند، ماجرا را به شاهنشاه ملک معظم علاء الدوله گزارش دادند و او را به عنوان شفیع فرستادند تا به خواجه بگوید که به درمان آن جوان بپردازد.
10
علاءالدولهاشارتکردوخواجهقبولکرد.
هوش مصنوعی: علاء الدوله با اشارهای خواسته خود را به خواجه نشان داد و خواجه نیز آن را پذیرفت.
11
پسگفت:
12
«آنجوانرابشارتدهیدکهقصابهمیآیدتاترابکشد!»
هوش مصنوعی: به آن جوان خبر خوشی بدهید که قصاب در حال آمدن است تا او را بکشد!
هوش مصنوعی: با جوان صحبت کردند. او بسیار خوشحال بود. سپس خواجه به حالتی بسیار با وقار برخواست و به سوی در خانه بیمار رفت و با دو نفر دیگر وارد شد و چاقویی به دست گرفت و گفت:
14
«اینگاوکجاستتااورابکشم؟!»
هوش مصنوعی: «این گاو کجاست که من آن را قربانی کنم؟!»
15
آنجوانهمچوگاوبانگیکردیعنیاینجاست.خواجهگفت:
هوش مصنوعی: آن جوان با صدای بلند اعلام کرد که اینجا هست. خواجه گفت:
16
«بهمیانسرایآریدشودستوپایاوببندیدوفروافکنید.»
هوش مصنوعی: «او را به داخل خانه بیاورید و دست و پایش را ببندید و بر زمین بیندازید.»
هوش مصنوعی: بیمار به محض شنیدن این خبر، به سرعت دوید و به وسط خانه آمد و بر پهلوی راست خود دراز کشید و پای او را به شدت بستند. سپس خواجه ابو علی آمد، چاقو را به چاقو مالید و به آرامی نشست و دستش را بر پهلوی او گذاشت، درست مانند عادت قصابان. سپس گفت:
هوش مصنوعی: آنها بر اساس خواسته خواجه عمل کردند. غذایی را پیش او آوردند و او شروع به خوردن کرد. بعد از آن، هر چیزی که خواجه درباره نوشیدنیها و ادویهها دستور داد، به او دادند و گفتند که:
22
«نیکبخورکهاینگاورانیکفربهکند!»
هوش مصنوعی: خوب بخور تا این گاو به خوبی چاق شود!
23
اوبشنودیوبخوردیبرآنامیدکهفربهشودتااورابکشند.
هوش مصنوعی: او به امید اینکه چاق شود و بتوانند او را بکشند، میخورد و مینوشد.
هوش مصنوعی: بنابراین پزشکان شروع به درمان او کردند، همانطور که خواجه ابوعلی میگفت. یک ماه کوشش کردند و او بهبودی یافت و همه افرادی که دارای عقل و درک هستند میدانند که چنین درمانی جز با داشتن فضیلت کامل و دانش جامع و قضاوت دقیق ممکن نیست.