شمارهٔ ۹
هوش مصنوعی: این شعر درباره امید و عشق صحبت میکند. شاعر در آن از نخل امیدش میگوید که باید از بین برود و میافزاید که عشق، نشان انسانی بودن است و آن را از حیوانی بودن متمایز میکند. او بر این باور است که انسانها اگر در جستجوی نیازهای مادی باشند، از حقیقت و علم دور میشوند. شاعر از "ماه جهانافروز" میخواهد که بر سیاهروها نور بپاشد، و در نهایت به ضعف خود در مقابل عشق اشاره میکند.
تا نخل امیدم را تو بریشیرین تر از این نبود ثمری
هوش مصنوعی: تا وقتی که تو امید من را نچینی، هیچ ثمری شیرینتر از این نخواهد بود.
اندر نظر ارباب کمالحاشا که چه عشق بود هنری
هوش مصنوعی: در دیدگاه افراد صاحب نظر، عشق هیچ گونه هنری ندارد و این چنین نیست که به عنوان یک فضیلت شناخته شود.
در منطقه اش فلک الافلاکنبود جز حلقۀ مختصری
هوش مصنوعی: در این منطقه، جز یک دایره کوچک، هیچ چیز دیگری در آسمان وجود ندارد.
عشق است نشانۀ انسانیعشق اشت ممیز دیو و پری
هوش مصنوعی: عشق، نشانه و ویژگی انسانیت است و این احساس است که انسان را از موجودات دیگر مانند دیوها و پریها متمایز میکند.
تا در طلب آب و علفیحیوانی و در شکل بشری
هوش مصنوعی: در جستجوی آب و علف، حیوانی وجود دارد که به شکل انسان درآمده است.
از خط طریقت دوراستیوز علم و حقیقت بی خبری
هوش مصنوعی: تو از مسیر درست دور هستی و از دانش و حقیقت بیاطلاع.
ای ماه جهان افروز بکنبر بام سیه رویان گذری
هوش مصنوعی: ای ماه زیبای نورافشان، بر بام سیاهچهرگان کمی بگذری و نوری به آنها ببخشی.
من مشتری تو و مفتقرمخو کرده چه زهره به نغمهگری
هوش مصنوعی: من به تو نیاز دارم و در فقر و تنگدستی به سر میبرم، حال چگونه میتوانم با زیبایی و هنر خودم را به نمایش بگذارم؟