شمارهٔ ۵۷
هوش مصنوعی: این شعر از یک شاعر عاشقانه و عارفانه است که به معشوق خود ابراز ارادت میکند. شاعر در ابتدا از جایگاه و مقام معشوق خود صحبت میکند و میگوید که همه چیز او بوی عشق و شوری عاشقانه دارد. او از معشوقش میخواهد که تیر غمش را به دل او نراند، زیرا او پرورش یافته در دامن معشوق است. شاعر همچنین از خواست خود برای رهایی از خواهشهای نابجا و بیهوده و انجام وظیفهاش نسبت به معشوق سخن میگوید و او را به عنوان گنجینهای باارزش میداند. او در پایان به امید و لطفات معشوق اشاره میکند و بر این باور است که حتی در سختیها، محبت معشوق به او امید میدهد.
براستان که سر من بر آستانۀ تستنوای روز و شبم شور عاشقانۀ تست
هوش مصنوعی: دل من به زیبایی تو مشغول است و هر روز و شب، آواز عشقی که از دل میآید، نشاندهنده محبت توست.
هماره تیر دلم را به تیر غمزه مزنچرا که پرورش او به آب و دانۀ تست
هوش مصنوعی: هرگز با نگاه تند و حسرتبارت به دل من نزن، چرا که این دل با نوازشها و محبت تو به وجود آمده است.
مرا ز دام هوا و هوس رهائی بخشکه این همای همایون ز آشیانۀ تست
هوش مصنوعی: مرا از اسارت تمایلات و آرزوهای ناپایدار آزاد کن، زیرا این پرنده خوشبختی تنها از لانهات به پرواز درآمده است.
دل ار بملک دو گیتی نمی دهم چه عجباز آنکه گوهر یک دانۀ خزانۀ تست
هوش مصنوعی: اگر دلام را به پادشاهی دو جهان ندهام، چه تعجبی دارد از این که گوهر یک دانهای که در خزانهات هست، برایم با ارزشتر است.
فضای سینه اگر رشک طور سینا شدحریم قدس تو و پیشگاه خانۀ تست
هوش مصنوعی: اگر فضای دل به زیبایی کوه طور تبدیل شود، حریم مقدس تو و مقام وظیفهات است.
اگرچه بانگ انا الحق ز غیر حق نسزدولی به گوش من این نغمه ها ترانۀ تست
هوش مصنوعی: اگرچه گفتن “من حق هستم” از غیر حق درست نیست، اما برای من این آوازها مثل آهنگی است که مخصوص توست.
بگیر داد من از چرخ پیر و بیدادشمگر نه شیر فلک رام تازیانۀ تست
هوش مصنوعی: باید از زمان و ناعدالتیهای آن شکایت کنم، وگرنه تویی که خداوند شیرها را رام کرده، باید مرا هم به آرامش برسانی.
نچات مفتقر از ورطۀ بلاعجب استولی امید به الطاف خسروانهٔ تست
هوش مصنوعی: نجات تو از مشکلات چندان عجیب نیست، چرا که امید به لطف و رحمت پادشاهانهی تو وجود دارد.