شمارهٔ ۷۱
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساس خستگی و ناتوانی عاشق در نبود محبوب میپردازد. شاعر از فقدان محبت و وفا در دنیا صحبت میکند و میگوید تنها امید او در عشق، همراهی محبوب است. او احساس میکند که بدون عشق و توجه محبوب، زندگی به سختی میگذرد و هیچکس نمیتواند به مقصود خود برسد مگر با یاری و حمایت یکدیگر. شاعر در نهایت به این نکته اشاره میکند که امید و دیوانگی در عشق تنها در پیشگاه نبوت و بزرگی میتواند یافت شود.
خسته ای را که دگر طاقت و قوت نبودگر تفقد نکنی شرط مروت نبود
هوش مصنوعی: اگر به کسی که خسته و ناتوان شده توجه نکنی، نشاندهندهی بیمروتی توست.
پدر پیر فلک را نبود مهر و وفاشفقت نیز مگر رسم ابوت نبود
هوش مصنوعی: پدر پیر آسمان، نه مهر و دوستی دارد و نه مهربانی، بلکه تنها رسم پدری را به جا آورده است.
با فراق تو قرینم ز چه اندر همه عمرگر مرا با غم عشق تو اخوت نبود
هوش مصنوعی: در تمام عمرم با جدایی تو همدم هستم؛ آیا اگر دوستی با غم عشق تو نداشتم، چنین حالی بر من میگذشت؟
دلبرا هر که در این در به غلامی شده پیرگر شود رانده از این در ز فتوت نبود
هوش مصنوعی: عزیز من، هر کسی که در این در به خدمت آمده و پیر شده، اگر از این در رانده شود، دیگر از مردانگی و جوانمردی چیزی نخواهد داشت.
کس به مقصد نرسد گر نکنی همراهیقطع این مرحله با قدرت و قوت نبود
هوش مصنوعی: اگر کسی به هدفش نرسد، به این دلیل است که در این مسیر، همکاری و یاری دیگری را نداشته است. بدون قدرت و اراده، عبور از این مرحله ممکن نیست.
مفتقر در همۀ کون و مکان کوی امیدجز در صاحب دیوان نبوت نبود
هوش مصنوعی: در تمام عالم و هر جا، فقط در نزد صاحب مقام نبوت است که امید و آرزوهای انسان برآورده میشود و در غیر آن، کسی که دچار تنگدستی است، امیدی ندارد.