شمارهٔ ۹۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و شیدایی خود به معشوق سخن میگوید و نگرانیاش از این است که به خاطر عشق او تغییر کند و به حالتی دیگر دچار شود. او از ترس اینکه به مقامهای مختلفی همچون ترسایان یا هندوان برسد، ابراز میکند و میگوید که ممکن است به جایی برسد که حتی به اعتقادات خود خیانت کند و به سوی او بیفتد. شاعر به شدت مجذوب معشوق است و آرزو دارد که روزی قربانی عشق او شود. او از عواطفش سخن میگوید و میخواهد که از جفاها دور شود و به وفا و عشق بپردازد. همچنین، او به شدت تحت تأثیر زیبایی معشوق است و با خود عهد میبندد که نه تنها به یاد او باشد بلکه خود را در عشق و مستی غرق کند. در نهایت، او حس میکند که در عشق معشوق کاملاً گم شده و از سرگشتگی و شیداییاش به شدت رنج میبرد.
ترسم آنست که ترسائی روی تو شومیا که هندوی بت خال نکوی تو شوم
هوش مصنوعی: میترسم که به قدری مجذوب زیبایی تو شوم که به حالت یک ترسا (پرستنده) درآیم یا اینکه به اندازه یک هندو، عاشق و دلباختهی زیباییات گردم.
به هوای سر کوی تو به بندم زناریا که آشفته تر از طرۀ موی تو شوم
هوش مصنوعی: به خاطر تو و زیباییهای دبستانت، یا به خاطر عشق و وابستگی به تو، خود را محدود میکنم یا اینکه بیشتر از آنچه که هستم دچار آشفتگی و پریشانی میشوم.
ترک ناموس کنم دست به ناقوس زنمبکنشت آیم و زانسوی به سوی تو شوم
هوش مصنوعی: من برای دستیابی به محبوبم از اصول اخلاقی و برقراری پیوندهای اجتماعی کنارهگیری میکنم و میخواهم به سمت تو بیایم.
یا شوم رند و انا الحق به حقیقت گویمیا هیاهو کنم و بندۀ هوی تو شوم
هوش مصنوعی: میخواهم یا فردی آزاد و بیپروا باشم و حقیقت را به صراحت بیان کنم، یا اینکه درگیر فریب و آرزوهای نفسانی شوم.
بیم بیماری آن نرگس بیمارم هستای خوش آنروز که قربانی کوی تو شوم
هوش مصنوعی: من به خاطر بیماری عشق تو رنج میبرم، ولی خوشحالم از اینکه روزی قربانی در مسیر تو خواهم شد.
ترک من؟ ترک جفا کن، ز من آموز وفاورنه از کف بدهم خوی و بخوی تو شوم
هوش مصنوعی: ترک کردن من؟ پس از من بدی نکن، از من وفاداری را بیاموز؛ وگرنه خوی و سرشت خود را از دست میدهم و به جای تو تبدیل میشوم.
من نه آن بلبل زارم که پس از بار فراققانع از لالۀ روی تو ببوی تو شوم
هوش مصنوعی: من نه آن بلبل افسردهای هستم که بعد از جدایی و دوری از تو فقط به بوی لالههای صورتت راضی باشم.
من که خمخانه و میخانه بیکباره کشمکی دگر مست صراحی و سبوی تو شوم
هوش مصنوعی: من که به یکباره به دنیای شراب و شادی میروم، دیگر چطور میتوانم به مستی و حال و هوای تو برگردم؟
جویباری ز سرشک مژه دارم به کنارحاش لله که به سیر لب جوی تو شوم
هوش مصنوعی: من یک جویبار از اشک مژههایم دارم و آرزو میکنم که کنار لبهای تو جاری شوم.
مفتقر واله و سرگشتۀ کوی تو شدتا به کی در خم چوگان تو تو کوی تو شوم
هوش مصنوعی: من به شدت نیازمند و سردرگم در راه تو هستم و نمیدانم تا کی باید در این چوگان تو بازی کنم تا به آنجا برسم.