شمارهٔ ۱۳۳
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییها و ویژگیهای محبوب الهی میپردازد. شاعر از آثاری که از وجود و زیباییهای محبوب نشأت میگیرد، سخن میگوید و بر اهمیت عمیق او در عالم هستی تأکید میکند. او به جزئیات ظاهری و باطنی محبوب اشاره کرده و نشان میدهد که این عشق و زیبایی، نه تنها در عالم غیبت بلکه در دلها نیز وجود دارد. شاعر از قداست و مقام رفیع محبوب میگوید و بیان میکند که او مرکز وجود و محور عشق است. نهایتاً، شاعر از محبوب میخواهد که رحمتی به بندگان عطا کند و به آنها نگاه کند.
صفحات دفتر کن فکان ز کتاب حسن تو آیتیکلمات محکمه البیان ز لطیفۀ تو کنایتی
هوش مصنوعی: صفحات دفتری که برای تو آماده شده، به مانند آیتی از زیباییهای تو هستند. کلمات زیبا و روشن، اشارهای به لطافت و ظرافت تو دارند.
لمعات طور تجلی از لمعان روی تو جلوه ایجذوات وادی ایمن است ز جذبۀ تو حکایتی
هوش مصنوعی: نور و درخششی که از کوه طور ناشی میشود، نمایش زیبایی از چهرهی توست و این نور ساطع شده از تو داستانی از جاذبهای دلنشین در وادی ایمن است.
عبقات قدس ز بوستان معارف تو شمیمه اینفحات انس ز داستان افاضۀ تو عنایتی
هوش مصنوعی: عطر دلپذیر معارف تو مانند خوشبوهای بهشتی است و داستان بخشی از احسانات تو، روح را سیراب میکند.
نه چو خط و نقطهٔ خال تو قلم ازل زده تا ابدنه به مثل طرۀ مرسل تو مسلسل است روایتی
هوش مصنوعی: نه خط و نقطهای از خال تو، قلم ازل تا ابد را ترسیم کرده است، نه مانند گیسوی پر پیچ و خم تو، داستانی پیوسته و ادامهدار وجود دارد.
نه به بزم غیب به دلربائی تست شاهد وحدتینه به ملک عشق چو لالهٔ رخ تست شمع هدایتی
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که زیبایی و جذابیت تو نه تنها در مجالس پنهان بلکه در دلهاست. تو نماد وحدت و یکی بودن هستی و عشق تو مانند لالهای است که بر چهرهات میدرخشد. تو همچنین نور راهنمایی هستی که دیگران را به سوی خود میکشاند.
نه چو صبح روشن غرهٔ تو فکنده پرتو مرحمتنه چو شام تیرهٔ طرهٔ تو بلند ظل حمایتی
هوش مصنوعی: نه مثل صبح روشن که نور مهربانیات را میتاباند، و نه مثل شام تار که سایهی حمایتت بلند است.
نه که در محیط فلک عیان چه تو آفتاب حقیقتیندهد بسیط زمین نشان چه تو شهریار ولایتی
هوش مصنوعی: در آسمان چه چیزی بیشتر از تو، که تو مانند خورشید حقیقتی، دیده نمیشود و زمین نیز نشانهای از مقام تو ندارد، ای پادشاه ولایت.
نه محاسن شیم ترا بشمار وهم شماره اینه معالی همم ترا به حساب عقل نهایتی
هوش مصنوعی: نه ویژگیها و زینتهای تو را میتوان شمرد و نه ویژگیهای عالی و بلندمرتبهات را میتوان با عقل محدود به حساب آورد.
نه محیط کشف و شهود را چو تو محوری چه تو مرکزینه نزول فیض وجود را چو تو مقصدی چه تو غایتی
هوش مصنوعی: شرایط کشف و شهود را هیچکس به اندازه تو نمیتواند مرکزیت بدهد، و هیچکس به اندازه تو نمیتواند هدف و مقصد نزول فیض وجود باشد.
نه فکنده رخنه بکشوری چو سپاه عشق تو لشکرینه به پا به عرصهٔ دلبری چو لوای حسن تو آیتی
هوش مصنوعی: نه کسی در کشوری به اندازه عشق تو قوی و نیرومند است، و نه کسی در عرصه دلبرایی به زیبایی و شکوه تو میرسد.
تو که در قلمرو دل شهی ز درون مفتقر آگهینکنی ز بنده چرا گهی نه تقفدی نه رعایتی
هوش مصنوعی: تو که در قلب و روح سلطنت داری، چرا به حال بندگانت اهمیت نمیدهی و از آنها خبر نداری، نه در مقام بزرگی و نه در مقام رعایت حقوق؟