شمارهٔ ۱۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و longing (اشتیاق) خود به محبوب سخن میگوید. او از درد و رنج ناشی از دوری یار شکایت کرده و به آرزوی دیدار او میپردازد. شاعر بیان میکند که زندگی بدون محبوب برایش ممکن نیست و به همین دلیل خود را در جستجوی او میبیند. او اشاره میکند که زیبایی محبوب باعث شیدایی و حیرت بسیاری از عارفان و زاهدان میشود. در نهایت، شاعر عاشقانه به این نکته اشاره میکند که هیچ نقصی در زیبایی محبوب وجود ندارد و لحظهای که او را نوازش کند برایش باارزش است.
دوای درد دل خسته ام بکن یارابیا که نیست مرا بی تو زیستن یارا
هوش مصنوعی: ای دوست، بیا و درد دل خستهام را درمان کن، زیرا بدون تو نمیتوانم زندگی کنم.
ز جستجوی تو یارا روان همیسازمز چشمه های دو دیده هزار دریا را
هوش مصنوعی: برای جستجوی تو ای دوست، من جانم را به باد میدهم و از چشمانم به اندازه هزار دریا اشک میریزم.
جماعتی که بکوی تو راه مییابندکجا کنند تمنا بهشت اعلا را
هوش مصنوعی: گروهی که به سمت تو میآیند، چه نیازی به آرزوی بهشت عالی دارند؟
برد خیال تو از ره هزار زاهد راکند جمال تو شیدا هزار دانا را
هوش مصنوعی: تصور تو باعث میشود که هزاران زاهد مجذوب زیباییات شوند و هزاران عالم و دانا را شگفتزده کند.
چنان ز هوش برفتم ز عشق بالایتکه باز می نشناسم نشیب و بالا را
هوش مصنوعی: من به قدری تحت تأثیر عشق تو قرار گرفتم که حتی نمیتوانم تمایز بین پایین و بالا را درک کنم.
همان زمان که بروی تو دیده بگشادمبروی غیر تو بستم در سویدا را
هوش مصنوعی: زمانی که تو به گمان من میآمدی، چشمانم را برای تو باز کردم و برای کسی غیر از تو، در دل خود را بستم.
کمال حسن ترا زان نمیرسد نقصانکه ساعتی بنوازی حسین شیدا را
هوش مصنوعی: زیبایی کامل تو به آن اندازه نیست که حتی کمی از محبت و توجه تو به حسین شیدا کاسته شود.