شمارهٔ ۶۸
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و درد ناشی از آن است. شاعر به بلای عشق اشاره میکند که شبیه به تیر غمزهای است که عاشق را به قتل میکشاند. عاشق با وجود این درد و رنج، از آن لذت میبرد و زندگی خود را از طریق این احساسات متقابل زنده میکند. در نهایت، شاعر به زیبایی و قدرت عشق اشاره میکند و میگوید که حتی اگر قرار بر کشته شدن باشد، زیبایی عشق این درد را قابل تحمل میکند.
جان فدای آنکه ما را بیمحابا میکشدکشته را جان میدهد پنهان و پیدا میکشد
هوش مصنوعی: من جانم را فدای کسی میکنم که بدون هیچ ترسی ما را به قتل میرساند، زیرا او به آرامی و در خفا جانها را میگیرد و آشکارا نیز این کار را انجام میدهد.
تیر دلدوز خدنگ غمزه خونریز خودسوی دیگر میکشد آن شوخ و ما را میکشد
هوش مصنوعی: تیر دلخراش چشمان زیبا و فریبندهاش، ما را به سوی خود جذب میکند، در حالی که این دلبر شوخ، در واقع ما را به کشتن میکشاند.
آن قد و بالا بلای جان عاشق شد بلیچون بلای ناگهان آید ز بالا میکشد
هوش مصنوعی: آن قامت و زیبایی بسیار دلکش و جذاب است و به راستی مانند یک بلا یا مصیبت ناگهانی، تاثیرات عمیقی بر دل عاشق میگذارد و او را از پا در میآورد.
تا بود فردا میان گشتگان عشق دوستعاشق آن نازنین خود را به عمدا میکشد
هوش مصنوعی: تا وقتی که فردا در بین کسانی که عاشق هستند وجود دارد، عشق به دوست باعث میشود که عاشق عمداً معشوق خود را به سوی خود جذب کند.
کشتنش آب حیات عاشقان آمد از آنزنده میگردم من آشفتهدل تا میکشد
هوش مصنوعی: کشتن او مانند آب حیات برای عاشقان است، به همین دلیل من که دلآشفتهام، دوباره زنده میشوم تا او مرا از درد و آشفتگی بیرون بکشد.
دیگران را گر تقاضا میکند میر اجلعاشق بیچارهٔ خود را بیتقاضا میکشد
هوش مصنوعی: اگر دیگران درخواست کنند، مرگ عاشق بیچارهی او را بدون اینکه چیزی بخواهد، میگیرد.
گر به قصد کشتن آید دوست منعش کم کنیدتا حسین خسته را بکشد که زیبا میکشد
هوش مصنوعی: اگر دوست قصد دارد که آسیب بزند، مختصری او را محدود کنید تا شاید مثل حسین خسته را به زیبایی بکشد.