شمارهٔ ۷۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذبه محبوب است که مشابه "بلل" و "شکر" توصیف شده است. شاعر از عشق و بندگی خود به محبوبش سخن میگوید و تأکید میکند که در غیاب محبوب، دلش خراب و بینواست. او همچنین به احساس حقارت در مقابل عظمت محبوب اشاره میکند و این سؤال را مطرح میسازد که آیا زندگیاش ارزشمند است اگر برای محبوبش فدای نشود. شاعر با استفاده از تشبیهات زیبا، عشق و وفاداری خود را به تصویر میکشد و به عشقورزی خود افتخار میکند، حتی اگر به قیمت از دست دادن مقام و موقعیتش باشد. در نهایت، شاعر از نگرانیاش نسبت به محبوب که ممکن است از دنیای خاکی غفلت کند، سخن میگوید.
نگار من چو بلعل شکر نثار آیدغذای طوطی طبعم سخن گذار آید
هوش مصنوعی: وقتی محبوب من مانند لعل شیرین و خوشمزه میآید، کلامش برایم مانند غذایی است که طوطی در آن شوق و گوارایی میبیند.
دیار دل که خرابست بی شهنشه خویشبشهریار رسد چون بشهریار آید
هوش مصنوعی: کشور دل که ویران است، بدون پادشاه و حاکم خودش، وقتی پادشاه بزرگ وارد شود، به سوی او میرود و به او میپیوندد.
شهان پیاده شوند و نهند رخ بر خاکبدان بساط که آن نازنین سوار آید
هوش مصنوعی: حاکمان و بزرگان بر خاک میافتند و سر به زمین میسایند تا آن معشوق زیبا بر مبنای خود بیاید.
در آنزمان که ز اخلاق او سخن گویدفرشته کیست که باری در این شمار آید
هوش مصنوعی: در زمانی که در مورد ویژگیهای خوب او صحبت میشود، هیچ فرشتهای نمیتواند با او رقابت کند یا به پای او برسد.
اگر فدای تو ای دلربا نگردد جاندگر چه فایده زین جان بیقرار آید
هوش مصنوعی: اگر جانم به خاطر تو فدای نگردد، دیگر چه فایدهای دارد از این جان بیقراری که دارم؟
هزار فخر کنم هر زمان به بندگیتمرا ز شاهی عالم اگر چه عار آید
هوش مصنوعی: هر زمان به خاطر بندگی تو به خود می بالم، حتی اگر این باعث شود که از مقام شاهی در دنیا خجالت بکشم.
دل مرا که بجای سپند میسوزینگاهدار که روزی ترا بکار آید
هوش مصنوعی: دل من را که به جای آتش میسوزانی، حفظ کن؛ چون ممکن است روزی به کارت بیاید.
حسین خاک رهت گشته است میترسدکه بر دل تو از آن رهگذر غبار آید
هوش مصنوعی: حسین به خاک پای تو تبدیل شده و نگران است که بر دل تو از آن مسیر غباری بنشیند.