شمارهٔ ۱۲۳
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر، به شدت عاشق و دلتنگ محبوبش است و از بیتابی و دیوانگیاش میگوید. او گاهی خود را در آب و گاهی در آتش حس میکند، یعنی در حالتی از درد و رنج گاهی آرام و گاهی سوزان است. اشکها و آلامش نشاندهندهی نبود محبوبش است و زندگیاش را بیاو مانند مرگی ناخوشایند تصور میکند. او به محبوبش میگوید که بدون او هیچ چیز برایش اهمیت ندارد و تنها چیزی که میخواهد درد عشق اوست. در پایان، از زیبایی چهره محبوبش با تشبیه به جنت و باغی دلانگیز سخن میگوید.
دیوانه گشتم بی آن پریوشدارم چو زلفش حالی مشوش
هوش مصنوعی: من دیوانه شدم، بی آن معشوقِ زیبا، و حالتی پریشان دارم که مانند زلفهایش بهم ریخته است.
از اشک دیده وز سوز سینهخشتست بالین خاکست مفرش
هوش مصنوعی: به خاطر اشکهایی که میریزم و سوزی که در دل دارم، مکان خواب من تنها تکهای از خاک و غم است.
بی نقش رویت رخسار زردماز اشک گلگون گشته منقش
هوش مصنوعی: چهرهام بدون طرح و نقش، به خاطر اشکهایم رنگی گلابی پیدا کرده و زرد شده است.
دور از تو گوئی ای نور دیدهگاهی در آبم گاهی در آتش
هوش مصنوعی: دور از تو احساس میکنم که گاهی مانند باری در آب هستم و گاهی در آتش.
تا کی گذارم ای مونس جانبی تو حیاتی چون مرگ ناخوش
هوش مصنوعی: برای چه مدت میتوانم بدون تو زندگی کنم، در حالی که زندگیام بیتو به اندازه مرگ ناخوشایند است؟
در کوی محنت دل گشته قربانتیر غمت را جان گشته ترکش
هوش مصنوعی: در خیابان سختیها، دل من برای تیر غم تو قربانی شده و جانم به شدت از زخمهای آن متاثر شده است.
عقل و دل و دین مال و تن و جانبی تو نخواهم پیوند این شش
هوش مصنوعی: من هیچیک از عقل، دل، دین، مال، بدن و جانم را بدون تو نمیخواهم و نمیطلبم.
عاشق نخواهد جز درد دردتگر رند خواهد صهبای بیغش
هوش مصنوعی: عاشق جز درد و رنج چیزی نمیخواهد، و اگر کسی رند باشد، تنها شراب خالص را میجوید.
چشم حسین از نقش خیالتمانند جنت باغی است دلکش
هوش مصنوعی: چشم حسین به خاطر تصویر خیالی تو، مانند بهشتی است که باغی زیبا و جذاب دارد.