شمارهٔ ۱۲۵
هوش مصنوعی: شعر درباره عشق و فداکاری است. شاعر بیان میکند که اگر او را بکشند، با کمال میل این کار را برای معشوقش انجام میدهد. او حتی اگر خونش بریزد، از جفای معشوقش شکایت نمیکند. چشمودل خود را به عشق معشوق سپرده و از ناله عاشقان سخن میگوید. وقتی معشوق لبخند میزند، دل عاشقان بهسرعت شاد و سرشار از عشق میشود. همچنین به زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر دل عاشق اشاره کرده و در نهایت، از عشق به شخصیتهای بزرگ الهام میگیرد و میگوید که همچون حسین، در فقر و گدایی به سر میبرد.
در کشتنم ار بود رضایشکردم سر خویشتن فدایش
هوش مصنوعی: اگر در کشتن من رضایت او باشد، من با کمال میل سر خود را تقدیم او میکنم.
گر خون من شکسته ریزدحاشا که بنالم از جفایش
هوش مصنوعی: اگر خون من بریزد، هرگز از ظلم او شکایت نمیکنم.
نادیده رخش چو مردم چشمکردیم درون دیده جایش
هوش مصنوعی: وقتی که به چهرهاش نگاهی انداختیم، در داخل دیدهام جای او را احساس کردیم.
از ناله شدند راست چون نالعشاق حزین بی نوایش
هوش مصنوعی: از نالههای عاشقان که دلشان غمگین است، به سمت راست میرویم و از بیصدایی آنها رنج میبریم.
چون رخ بگشاد بسته دل شددر چین دو زلف مشکسایش
هوش مصنوعی: وقتی که او لبخند زد، دل من در هم پیچید و گرفتار زیبایی موهای مجعدش شد.
در شیوه دلبریست یکتاگیسوی معنبر دوتایش
هوش مصنوعی: در هنر جذب کردن و دلربایی، گیسوی زیبای او بینظیر است.
سرگشته بهر دیار گشتهخورشید چو ذره از هوایش
هوش مصنوعی: خورشید مانند ذرهای در جستجوی مکان و دیاری به سرگشتگی افتاده است.
از شاهی دهر عار داردآنکو چو حسین شد گدایش
هوش مصنوعی: کسی که مانند حسین به حقیقت و انسانیت دست یافته، از دنیای فانی و مقام پادشاهی بیاعتناست و نیازی به آن ندارد.