شمارهٔ ۱۶۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دلتنگی و غم خود میگوید و تصمیم دارد داستان درویشانه و احساساتش را در نامهای بنویسد. او از عشق و هجران انسانهای نیکوخواه ناله میکند و به غم دوری از محبوبش اشاره میکند. هرچند میداند که دل دوستش برای او میسوزد، اما از ترس اینکه دشمنش به او طعنه بزند، از نام او در نامهاش یاد نخواهد کرد. شاعر در نهایت به دنبال همدمی است که پیغامش را به سلطان برساند.
در نامه حدیث دل درویش نویسمیا قصه سوز جگر خویش نویسم
هوش مصنوعی: میخواهم در نامهام از احساسات و دردهای درونم بنویسم، یا اینکه داستان سوختن دل خود را روایت کنم.
از هجر انیسان نکوخواه بنالمبا وصف جلیسان بداندیش نویسم
هوش مصنوعی: از جدایی دوستان خوبم شکایت میکنم و در عین حال، از بداندیشان که در کنارم هستند، به بدی یاد میکنم.
نزدیک تو شرح غم دوری بفرستمیا خود ستم دور جفاکیش نویسم
هوش مصنوعی: آیا باید درد دوریات را برایت بیان کنم یا اینکه خودم به توضیح ستمهایی که بر دل میگذرد بپردازم؟
دانم که دلت بر من بیچاره بسوزدگر نکته ای از سوز دل خویش نویسم
هوش مصنوعی: میدانم که اگر چیزی از درد دل خود بنویسم، دل تو برای من بیچاره میسوزد.
ترسم که کند دشمن من طعنه ات ای دوستدر نامه اگر نام ترا پیش نویسم
هوش مصنوعی: میترسم که اگر در نامهام از تو نام ببرم، دشمن من به تو طعنه بزند و آسیبی برساند.
کو همنفسی تا بر سلطان برساندسطری چو حسین ار من درویش نویسم
هوش مصنوعی: کسی را پیدا کن که بتواند نوشتهام را به پادشاه برساند؛ چون اگر من، یک درویش، چیزی بنویسم، باید کسی باشد که آن را به او برساند.