شمارهٔ ۱۷۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و درد ناشی از آن سخن میگوید. او و همنوعانش با وجود غم و جراحت دل، خوشحالند و از عشق معشوق خود لذت میبرند. شاعر به حکیمان توصیه میکند که برای درمان درد دلشان زحمت نکشند، زیرا عشق و غم آن برای آنان شیرین است. آنها به رغم غم و فراق، امیدوارند و در پی وعده دیدار معشوق روزها را بسر میبرند. همچنین شاعر با اشاره به زخمها و آتش عشق، نشان میدهد که حتی در عذاب و درد نیز خوشحالی و رضایت وجود دارد و برقراری ارتباط عمیق روحی با معشوق ارزشمندتر از هر دردی است.
ما جگرسوختگان با غم دلدار خوشیمسینه مجروح ولی با الم یار خوشیم
هوش مصنوعی: ما کسانی هستیم که با غم و اندوه معشوق خود زندگی میکنیم و هرچند که دلمان جریحهدار است، اما باز هم از عشق او شاد و خوشحالیم.
ای حکیم از پی آزادی ما رنجه مشوزانکه در داغ غم عشق گرفتار خوشیم
هوش مصنوعی: ای خردمند، برای آزادی ما زحمت نکش، زیرا ما در عشق داغ و غم، خوشحال و راضی هستیم.
در علاج دل بیچاره ما رنج مبرکه چو چشم خوش او خسته و بیمار خوشیم
هوش مصنوعی: در درمان دل دچار ما زحمت نکش، زیرا وقتی چشمان زیبایش خسته و بیمار باشد، ما نیز در عذاب خواهیم بود.
ما که سودا زدگان سر بازار غمیمسود و سرمایه اگر رفت ببازار خوشیم
هوش مصنوعی: ما کسانی هستیم که در بازار زندگی دچار خیال و رؤیا هستیم و حتی اگر ثروت و سرمایهمان را از دست بدهیم، هنوز هم در این بازار شاد و خوشحال خواهیم بود.
دیگران گر بتماشای جمال تو خوشندما شب و روز بیک وعده دیدار خوشیم
هوش مصنوعی: اگر دیگران از زیبایی تو لذت میبرند، ما در هر لحظه و در هر روز منتظر یک دیدار با تو هستیم و این برای ما کافی است.
آتش افروز و بغم سوز و بزخمی بنوازکه جگر خسته و دل سوخته و زار خوشیم
هوش مصنوعی: آتش را روشن کن و از غمهای دل برمیدار و با نوازشهای خود ما را تسلی ده، زیرا که ما دلشکسته و جگر سوختهایم و در وضعیت ناگواری به سر میبریم.
عندلیبان دل آشفته گلزار توئیمبامید گل اگر زخم زند خار خوشیم
هوش مصنوعی: ما پرندگان عاشق و دلباختهی باغ تو هستیم، امیدواریم که اگر خارها زخم بزنند، باز هم شاد و دلخوش باشیم.
کی ز آزار تو بیزار شود جان حسینزخم چون از تو رسد با همه آزار خوشیم
هوش مصنوعی: هرگز کسی از آزار تو رنجیده نخواهد شد، چون حسین با همه زخمها و آزارها، از تو لذت میبرد.