شمارهٔ ۱۷۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از سرگشتگی و جستجوی معنای حقیقی زندگی صحبت میکند. او به کعبه بهعنوان نماد هدف و مقصود اشاره میکند و از عشق به معشوق میگوید که همواره جویای او هستند. شاعر میگوید که باوجود عدم ورود به اسرار معنوی، باز هم سر کوی معشوق بودن برایشان کافی است. او ضمن بیان وفاداری، به سختیها و زخمهای عشق اشاره میکند و با حالتی از اندوه و شیدایی، خود را شبیه به امام حسین میداند که از غم معشوق آشفته شده است. در نهایت، به این نکته اشاره میکند که رقص و شادیاش نیز ناشی از درد عشق است.
سرگشته در این بادیه تا چند بپوئیمای کعبه مقصود ترا از که بجوئیم
هوش مصنوعی: در این بیابان بیهدف و سرگردان تا چه زمانی باید بگردیم؟ ای کعبه، هدف ما، از چه کسی باید به دنبالت برویم؟
ما شیفته باد صبائیم شب و روزباشد که نسیمی ز ریاض تو ببوئیم
هوش مصنوعی: ما همیشه عاشق نسیم صبحگاهی هستیم تا وقتی که بتوانیم بوی خوش باغهای تو را استشمام کنیم.
گر در حرمت محرم اسرار نباشیمباری نه بس است این که گدای سر کوئیم
هوش مصنوعی: اگر در حریم تو رازدار نباشیم، پس همین که در کنار در تو گدا باشیم، کافی است.
در دین وفا سجده ما نیست نمازیتا چهره بخون دل آشفته نشوئیم
هوش مصنوعی: در دین وفا، ما به اندازهی یک سجده هم نمیخواهیم نماز بخوانیم تا مبادا چهرهامان با خون دل پریشان نگردد.
بر هستی ما سنگ فنائی بزن ای عشقچون غرقه بحریم چه محتاج سبوئیم
هوش مصنوعی: ای عشق، بر وجود ما ضربهای از نابودی بزن، چرا که ما در دریای عشق غرق شدهایم و دیگر به هیچ چیز خارج از خود نیاز نداریم.
رقص و طرب ما همه از زخم تو باشدکاندر خم چوگان رضای تو چو گوئیم
هوش مصنوعی: شادی و رقص ما همه به خاطر درد توست، زیرا هنگامی که در کارزار عشق تو بگوییم، دلخوشی ما از رضایت توست.
ما همچو حسین از غمت آشفته سرشتیممعذور همی دار گر آشفته بگوئیم
هوش مصنوعی: ما چون حسین از غم تو پریشان و نگران هستیم، اگر هم از شدت ناراحتی چیزی بگوییم، قابل بخشش است.