شمارهٔ ۱۹۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساس عاشقانه و درد ناشی از عشق است. شاعر از معشوق میخواهد که به دیگران توجه نکند و دلهای غمگین را نرنجاند. او به معشوق میگوید که یاد او همیشه در دلش است و انتظار دارد که یادش کند یا نه. شاعر به عذابی که از عشق معشوق میکشد اشاره دارد و از او میخواهد که به خاطر عشقش آزارش ندهد. همچنین به اهمیت وفاداری و پذیرش رنج در مسیر عشق تاکید میکند و میگوید که اگر واقعاً در این راه ثابت قدم است، باید آماده درد و سختی باشد.
بدین کرشمه بهر جانبی نگاه مکنبخون غمزدگان چشمها سیاه مکن
هوش مصنوعی: به خاطر جذابیت و فریبندگیات، به سمت دیگران نگاه نکن و دلهای غمگین را بیشتر غمگین نکن. چشمهایت را بر روی آنها نیاور.
کدام عشوه گر و بیوفا ترا آموختکه التفات بدین خسته گاه گاه مکن
هوش مصنوعی: کدام دلبر بیوفا به تو یاد داده که به این بیقرار گاهی اوقات توجه نکنی؟
منم که یاد تو پیوسته ورد جان من استتو خواه یاد کن این خسته را و خواه مکن
هوش مصنوعی: من همیشه به یاد تو هستم و این یاد تو به جانم بسته شده است. تو میتوانی به یاد من باشی یا نباشی، فرقی نمیکند.
بجرم آنکه محب توام چه می کشی امچو من گناه نکردم تو هم گناه مکن
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه عاشق تو هستم، چرا باید اینقدر تحمل درد و رنج بکشم؟ من گناهی نکردهام، پس تو هم گناه نکن.
چو دل بوصل تو بستم ندا رسید ز غیبکه ای گدا طلب قرب پادشاه مکن
هوش مصنوعی: وقتی که دل خود را به وصال تو گره زدم، صدایی از عالم غیب شنیدم که به من گفت: ای درویش، هرگز برای نزدیک شدن به پادشاه درخواست نکن.
دلا چو بار دهندت بر آستانه یاربه راستان که جز از آستان پناه مکن
هوش مصنوعی: ای دل، وقتی که بر در یار بار مصیبت مینهند، به راستای او برو و جز از درگاه او پناه nadie گرفته نکن.
حسین اگر قدمت ثابتست در ره عشقهزار زخم بخور از حبیب و آه مکن
هوش مصنوعی: اگر حسین در مسیر عشق ثابت قدم است، پس باید هزار زخم از محبوبش تحمل کند و حتی یک آه هم نکشد.