شمارهٔ ۲۴۷
هوش مصنوعی: این شعر به بیان عشق و امید شاعر به معشوق میپردازد. شاعر معشوق را به خاطر مقام و زیباییاش ستایش میکند و از او انتظار رحمت دارد. او از دل خسته و گدایی خود میگوید و از زیبایی و نور معشوقش مینویسد که مانند آفتاب درخشان است. همچنین، شاعر خواستهاش را ابراز میکند که معشوق به دل او رحم کند و او را در لحظات تنهایی و خلوت خود بپذیرد. در پایان، اشاره به یوسف و داستانهای او میشود که نشاندهنده زیبایی و مقام معشوق است. در کل، شعر ترکیبی از عشق، حسرت و زیبایی است.
تو که شاه ملک حسنی و سریر و جاه داریدل همچو من گدائی عجب ار نگاه داری
هوش مصنوعی: تو که پادشاه زیبایی و دارای مقام و قدرت هستی، اگر به دل مانند من یک گدا توجه کنی، شگفتآور است.
ز توام امید رحمت بکدام روی باشدکه نه غم از آب دیده نه خبر ز آه داری
هوش مصنوعی: از تو انتظار دارم که به کدام شکل رحمت خود را نثار کنم، در حالی که نه غم اشک ریختهام را میدانی و نه از آه و نالهام باخبری.
ز میان ماهرویان رسدت بحسن دعویکه چو آفتاب روشن ز دو رخ گواه داری
هوش مصنوعی: از میان زیبا رویان کسی به تو میرسد که در حسن و زیباییاش هیچ شکی نیست، مانند خورشید که با روشنیاش همه چیز را روشن میکند و به دو چهرهاش گواهی میدهد.
مپسند در دل من همه خار حسرت ایگلتو مرا بهل در آنجا که نه جایگاه داری
هوش مصنوعی: ناراحتی و حسرتی که در دل من است را نپسند و خودت را از آن دور نگهدار، چون تو جایی در دل من نداری.
در خلوت درون را چو بروی غیر بستمپس از آن چنانکه خواهی تو بیا که راه داری
هوش مصنوعی: وقتی که درون خود را برای دیگران بستهام، حالا هرطور که میخواهی میتوانی بیایی، چون راه ورود برای تو باز است.
خبری ز پیر کنعان چه شود اگر بپرسیکه تو یوسف زمانی کمر و کلاه داری
هوش مصنوعی: اگر از پیر کنعان بپرسی که حال و روز یوسف کجاست، چه فایدهای دارد وقتی که تو خودت اکنون به مقام و زیبایی او رسیدهای؟
بحدیث سر رندی حسین رو مگردانبکمال آشنائی که بسر شاه داری
هوش مصنوعی: به توصیهام دربارهی شخصیت رندانهی حسین گوش بده و از او روی برگردان نکن. زیرا تو توانایی و دانشی بینظیر داری که به خاطر آن، در سر مقام بلندی قرار داری.