شمارهٔ ۲۵۰
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان احساس گناه و ناکامی خود میپردازد. او میگوید که در دنیا تنها چیزی که دارد، گناهکاری است و هیچکس به اندازه او در دام هوس گرفتار نشده است. او نسبت به عمر خود حسرت میخورد که در آرزوی وصال معشوقی با زیبایی خاص، تلف میشود و از ستمگری و بیمهری معشوق شکایت دارد. در نهایت، شاعر هشدار میدهد که دل را به دوستداشتن کسی مده زیرا در دنیا یار دلخواهی پیدا نخواهد شد.
من آن کسم که ندارم به جز گنه کاریکجاست خود چو من اندر جهان گنهکاری؟
هوش مصنوعی: من کسی هستم که تنها بار گناهم را به دوش دارم. در این دنیا، آیا گناهکار دیگری چون من وجود دارد؟
به هر که مینگرم تخم خیر میکاردچو من ندیده کسی در جهان تبهکاری
هوش مصنوعی: هر کس را که میبینم، seeds of goodness میکارد، زیرا کسی را مانند من در جهان نمیبینم که بر تبهکاری غافل باشد.
منم که در همه عالم ندیده است کسیچو من به دست هوا و هوس گرفتاری
هوش مصنوعی: من فردی هستم که در تمام دنیا هیچ کس به اندازه من اسیر تمایلات و خواستههای نفسانی نیست.
خراب گشته مِهر جمال مَهروئیز پا فتاده ز دست هوای دلداری
هوش مصنوعی: عشق و جذابیت چهره زیبا به شدت تحت تأثیر قرار گرفته و حالا دیگر نتوانسته است بر دلتنگی و خواستههای عاشقانهام غلبه کند.
دریغ عمر عزیزم که میشود ضایعدر آرزوی وصال بت جگرخواری
هوش مصنوعی: عمر ارزشمند من به خاطر انتظار برای رسیدن به معشوقی که قلبش را میسوزاند، تلف میشود.
ستمگری صنمی شوخ دیده ای کاو رابه جز جفا و ستم نیست روز و شب کاری
هوش مصنوعی: اشاره به فردی دارد که به زیبایی و دلربایی شهرت دارد، اما حقیقتاً تنها به آزار و ستم دیگران مشغول است و هیچ فعالیت دیگری در زندگیاش ندارد. روز و شب فقط به فکر آزار دیگران است.
به هیچ یار مده دل حسین و رنج مکشکه نیست در همه عالم به کام دل یاری
هوش مصنوعی: دل خود را به هیچ دوست و یاری نسپار و رنج و سختی به خود نده، زیرا در هیچ کجای دنیا یاری وجود ندارد که کاملاً مطابق دلخواه تو باشد.