شمارهٔ ۲۶۴
هوش مصنوعی: این شعر به بیان عشق و دلدادگی شاعر به معشوق میپردازد. شاعر از زیبایی معشوق خود سخن میگوید و اینکه یک نگاه او میتواند دل هزاران را بشکافد. او احساس میکند که اگر معشوق فقط کمی به او توجه کند، جانش را فدای زیباییاش خواهد کرد. شاعر به لذتى که از لبهای معشوق میبرد اشاره میکند و اگرچه در این مسیر ممکن است دچار درد و رنج شود، این را تحمل میکند. او میگوید که ارزش و مقامش در دنیا به اندازهای نیست که در نظر معشوق کم اهمیت بهنظر برسد. همچنین بیان میکند که عشق واقعی آنها را یکی میکند؛ هرچند در ظاهر هر یک به شکل متفاوتی وجود دارند. در پایان شاعر توصیه میکند که اگر به دنبال خواستهات هستی، شبانه با دلشکستگی دعا کن.
اگر بگوشه چشمی بسوی ما نگریز جمع گوشه نشینان هزار دل ببری
هوش مصنوعی: اگر تو با نگاهی کوتاه و به تماشا به سوی ما بیایی، میتوانی دلهای بسیاری را از میان جمعی که در کنج نشستهاند، به چنگ بیاوری.
بهر کسی که نمائی جمال خود هیهاتدریغ جان من از حسن خویش بیخبری
هوش مصنوعی: برای هر کسی که زیباییات را به نمایش میگذارد، وای بر من! جانم را از زیباییام بیخبر کن.
بنوش لعل لب خویش راحت روحیبه نیش غمزه اگر چه جراحت جگری
هوش مصنوعی: لبهای زیبا و قرمز خود را بنوش تا روحی راحت بیابی، گرچه نیش زدن و طعنهزدن او جگر را میآزارد.
منم که شاهی عالم بهیچ نشمارماگر مرا تو کمینه غلام خود شمری
هوش مصنوعی: من یعنی کسی که خود را پادشاهی میدانم، و هرگز اهمیتی به چیزهای دنیوی نمیگذارم، اگر تو مرا تنها به عنوان یک خدمتکار خود به حساب بیاوری.
ز خاک من بمشامت رسد شمیم وفاپس از وفات اگر تو بتربتم گذری
هوش مصنوعی: اگر تو بعد از مرگ من بر خاکم گذر کنی، بوی وفا و صداقت از خاک من به مشامت خواهد رسید.
من و توئیم یکی در مقام وحدت عشقبصورت ارچه منم دیگر و تو هم دگری
هوش مصنوعی: ما در جایگاه عشق، همچون یک حقیقت واحد هستیم، هرچند که به ظاهر من به عنوان یک فرد و تو به عنوان فردی دیگر شناخته میشویم.
اگر مراد طلب میکنی حسین از دوستبآه نیم شبی ساز و گریه سحری
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به خواستهات برسی، در نیمههای شب با آه و ناله دعا کن و در سحرگاه به یاد حسین گریه کن.