غزل شمارهٔ ۱۰
هوش مصنوعی: این شعر به احوال درونی و عواطف شاعر اشاره دارد. شاعر از وجود محبوبی در دل خود صحبت میکند که نمیخواهد او از دلش بیرون برود و دلش به شدت به وجود او وابسته است. او خواهان این است که محبوبش از دلش خارج نشود و به خاطر این عشق شدید، هر گونه تغییر و تحول در او برایش دشوار است. عشق شاعر به محبوبش آنقدر عمیق است که اگر محبوب خود را نشان دهد، جهان برایش گم میشود. شاعر از محبوب میخواهد که ناپدید نشود و وجودش را به هیچ وجه در زندگیاش کمرنگ نکند. در نهایت، شعر به نوعی درخواست و دعا برای ادامه حضور محبوب و عشق او به تصویر کشیده شده است.
در دلم بنشستهای بیرون میانی برون آی از دلم در خون میا
هوش مصنوعی: میگوید: تو در قلب من جا داری، اما چرا بیرون نمیآیی؟ بیا از قلبم خارج شو و نگذار در درونم غم و اندوه راه پیدا کند.
چون ز دل بیرون نمیآیی دمیهر زمان در دیده دیگرگون میا
هوش مصنوعی: هر وقت از دل بیرون نمیروی، لطفاً هر لحظه در چهرهای دیگر ظاهر نشو.
چون کست یک ذره هرگز پی نبردتو به یک یک ذره بوقلمون میا
هوش مصنوعی: وقتی که یک ذره را نمیشناسی، هرگز نمیتوانی به دقت به جزئیات بوقلمون پی ببری.
غصهای باشد که چون تو گوهریآید از دریا برون بیرون میا
هوش مصنوعی: غم و اندوهی وجود دارد که مانند جواهر گرانبهایی از دل دریا به سطح میآید، اما نباید آن را از خود دور کنی.
سرنگون غواص خود پیش آیدتتو ز فقر بحر در هامون میا
هوش مصنوعی: اگر غواص مربیات در شرایط سخت و تنگنا قرار بگیرد، تو هم نباید از فقر و تنگدستی شکایت کنی.
گر پدید آیی دو عالم گم شودبیش از این ای لولو مکنون میا
هوش مصنوعی: اگر تو در عالم ظاهر شوی، این دو جهان بیشتر از این گم خواهد شد، پس ای لولو پنهان، به عالم بیرون نیا.
نی برون آی و دو عالم محو کنگو برون از تو کسی اکنون، میا
هوش مصنوعی: ای نی، به بیرون بیا و هر دو جهان را به حیرت بینداز، اما بدان که اکنون کسی جز تو در درون نیست، پس بیرون نیا!
چون تو پیدا میشوی گم میشوملطف کن وز وسع من افزون میا
هوش مصنوعی: زمانی که تو ظاهر میشوی، من ناپدید میشوم. لطفاً کمال خود را از وسع من فراتر نبر.
چون به یک مویت ندارم دست رسدست بر نه برتر از گردون میا
هوش مصنوعی: زمانی که به یک موی تو دسترسی ندارم، دست بر چه چیزی بگذارم که از آسمان بالاتر باشد.
چون ز هشیاری به جان آمد دلمبیشرابی پیش این مجنون میا
هوش مصنوعی: وقتی که از هشیاری خارج شوم و دلم بیشراب شود، نزد این مجنون نیا.
بدرهٔ موزون شعرت ای فریدبستهٔ این بدرهٔ موزون میا
هوش مصنوعی: ای فرید، شعر موزون تو مانند یک کیسهٔ پر از زیبایی است، اما این کیسه را نبند، چون زیبایی اش را از دست میدهد.