غزل شمارهٔ ۹۰
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و وابستگی عمیق به معشوق صحبت میکند. شاعر اشاره دارد که عشق فراتر از کنترل و انتظار است و ارتباط با معشوق از تمامی قیدها و محدودیتها خارج است. او به حالت رنج و ناامیدی از دوری میپردازد و میگوید که درد عشق باعث پریشانی روحی میشود. همچنین، شاعر تأکید دارد که در عشق واقعی ابراز احساسات و اعمال عاشقانه از معیارهای معمول و اجتماعی خارج است و زندگی عاشقانه نیازمند رهایی از زحمتهای دنیوی است. در نهایت، او به این نکته میرسد که در عشق، معیارها و حساب و کتابها معنایی ندارند و تنها باید به دنبال رضایت معشوق بود.
عشق تو ز اختیار بیرونستوصل تو ز انتظار بیرونست
هوش مصنوعی: عشق تو فراتر از انتخاب من است و پایان وصل تو از انتظار من خارج است.
چون با تو نهم قرار وصلتچون کار تو از قرار بیرونست
هوش مصنوعی: من وقتی با تو وعده ازدواج میگذارم، چون کار تو از توافق و برنامهریزی خارج است.
مرغی که دراوفتد به دامتهر لحظه ز صد هزار بیرون است
هوش مصنوعی: پرندهای که در دام تو بیفتد، هر لحظه از میان صد هزار پرنده دیگر بیرون است.
جانهای عزیز را درین دردسرگشتگی از شمار بیرون است
هوش مصنوعی: جانهای گرامی در این بلای سردرگمی دیگر حسابشان از دست رفته است.
زان برد غم تو روزگارمکز گردش روزگار بیرون است
هوش مصنوعی: غم تو روزگار من را گرفته و به شدت تحت تأثیر قرار داده است به طوری که احساس میکنم از چرخش روزگار و اتفاقات آن دور افتادهام.
آنجا که حساب کار عشق استاز پردهٔ پردهدار بیرون است
هوش مصنوعی: در جایی که عشق حساب و کتاب دارد، دیگر نمیتوان به ظواهر و پردهها تکیه کرد.
بیکار مباد هیچکس لیککار تو ز وسع کار بیرون است
هوش مصنوعی: هیچ کس نباید بیکار باشد، اما کار تو فراتر از تواناییهای توست.
هرچ آن تو نهی به حیله برهمجمله ز حساب یار بیرون است
هوش مصنوعی: هر چیزی که تو به وسیله تزویر و فریب انجام بدهی، در واقع از محاسبات و روابط واقعی خارج است و به نوعی نادرست میشود.
ای دل ره یار گیر کین راهاز زحمت تخت و دار بیرون است
هوش مصنوعی: ای دل، تلاش کن تا به محبوب برسی؛ زیرا این مسیر از دشواریها و مصیبتهای زندگی دور است.
در عالم عشق کار عطاراز شیوهٔ فخر و عار بیرون است
هوش مصنوعی: در دنیای عشق، فعالیتهای عطار از خودپسندی و غرور به دور است.