غزل شمارهٔ ۱۱۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و تلاش برای رسیدن به معشوق است. شاعر به زیبایی معشوق اشاره میکند و میگوید که هر کسی لیاقت دیدن او را ندارد. او به ضرورت پیش رفتن در مسیر عشق و تحمل دردها و رنجها اشاره میکند و تأکید میکند که رسیدن به معشوق کار آسانی نیست. همچنین، او هشدار میدهد که شاید برخی افراد ادعای عشق کنند، اما واقعاً شایستگی آن را ندارند. در نهایت، شاعر به مخاطب خود میگوید که باید تلاش کند و به راه خود ادامه دهد، زیرا هر کسی قادر به پیمودن این مسیر دشوار نیست.
آفتاب رخ تو پنهان نیستلیک هر دیده محرم آن نیست
هوش مصنوعی: خورشید چهرهی تو پنهان نیست، اما هر چشمی نمیتواند آن را ببیند.
هر که در عشق ذره ذره نشدپیش خورشید پایکوبان نیست
هوش مصنوعی: هر کسی که با کمترین عشق هم خود را ذوب نکرده باشد، نمیتواند در برابر عظمت عشق با شوق و شادی وارد شود.
ذره میشو هوای جانان راکه به جانان رسیدن آسان نیست
هوش مصنوعی: برای رسیدن به محبوب واقعی، باید به اندازه یک ذره خود را کوچک کرد، زیرا رسیدن به معشوق کار آسانی نیست.
مرد جانان نهای مکن دعویزانکه نامرد مرد جانان نیست
هوش مصنوعی: ای مرد محبوب، خود را به جای او نگذار که مردان واقعی در این مقام نمیگنجند.
شادی وصل تو کسی یابدکه درین وادیش غم جان نیست
هوش مصنوعی: شخصی تنها در خوشی های عشق تو میتواند شاد باشد که در این عالم غم و اندوهی وجود نداشته باشد.
تا که دردی نیایدت پیداهرچه دیگر کنی تو درمان نیست
هوش مصنوعی: تا وقتی که دردی احساس نکنی، هر چقدر هم تلاش کنی، هیچ درمانی برایت وجود ندارد.
سر درین راه باز و پا در نهزانکه ره را امید پایان نیست
هوش مصنوعی: در این مسیر باز باش و قدم بردار، زیرا این راه به سرانجامی نخواهد رسید.
تن بزن چند گویی ای عطارهر کسی مرد این بیابان نیست
هوش مصنوعی: بدن خود را زحمت بده و تلاش کن، ای عطار! چرا که هر کسی نمیتواند در این مسیر سخت و پرچالش قدم بگذارد.