غزل شمارهٔ ۱۲۲
هوش مصنوعی: این شعر از عطار نیشابوری به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و از عشق و آرزوهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر به توصیف چهره و موی معشوق میپردازد و میگوید که زیبایی او باعث پر شدن همه جا از گفتوگو شده است. او با عشق به پای معشوق افتاده و بر خاک کوی او سر نهاده است. تصور میکند که نشستن بر روی خاک معشوق، او را زنده نگه میدارد. شعر به نوعی به پیچیدگی عشق و جستوجو برای دیدن محبوب اشاره دارد، و تأکید میکند که عشق حقیقی ورای جستوجو و رنگ و بو است و درک آن فراتر از حواس انسانی است. در نهایت، شاعر به عاشق توصیه میکند که کار خود را انجام دهد اما در عین حال بداند که کار معشوق خارج از درک بشر است.
زهی زیبا جمالی این چه روی استزهی مشکین کمندی این چه موی است
هوش مصنوعی: چه زیباییِ دلانگیز و خیرهکنندهای! این چه چهرهای است که如此 دلنواز جلوه میکند؟ و این چه موی مشکی و دلپذیری است که مانند کمند لطیف و جذاب به نظر میرسد؟
ز عشق روی و موی تو به یکبارهمه کون مکان پر گفت و گوی است
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و محبت تو، همه جهان پر از صحبت و گفتگو شده است.
از آن بر خاک کویت سر نهادمکه زلفت را سری بر خاک کوی است
هوش مصنوعی: برای تو، در جایی که قدم گذاشتهای، سر خود را بر خاک کوی تو گذاشتم؛ زیرا زلف تو هم به خاک آنجا آویزان است.
چو زلفت گر نشینم بر سر خاکنمیرم نیز و اینم آرزوی است
هوش مصنوعی: اگر موهایت را بر خاک بگذارم، این باعث نمیشود که بمیرم و این خود آرزوی من است.
چه جای زلف چون چوگانت آنجاکه آنجا صد هزاران سر چو گوی است
هوش مصنوعی: زلف تو به اندازهای زیباست که در آنجا که تو هستی، هزاران سر مانند توپهای زیبا وجود دارند.
برو ای عاشق دستار بگریزکه اینجا رستخیز از چار سوی است
هوش مصنوعی: ای عاشق، سریعاً از اینجا برو، چون اینجا واقعهای بزرگ و مهم در حال رقم خوردن است.
تو مرد نازکی آگه نه کاینجاهزارن مرد را زه در گلوی است
هوش مصنوعی: تو مردی حساس و لطیفی هستی، آیا نمیدانی که در اینجا هزاران مرد دیگر هم هستند که به شدت تحت فشار و چالش قرار دارند؟
نبینی روی او یک ذره هرگزتو را یک ذره گر در خلق روی است
هوش مصنوعی: اگر یک لحظه هم نتوانی چهرهاش را ببینی، بدان که وجود تو در میان مردم هم بیمعناست.
دلا، کی آید او در جست و جویتکه او دایم ورای جست و جوی است
هوش مصنوعی: ای دل، چه زمانی او به جستجوی تو میآید؟ در حالی که او همیشه فراتر از جستجو و تلاش توست.
اگرچه ذره هم جوینده باشدنه چون خورشید رنگش بر رکوی است
هوش مصنوعی: هر چند یک ذره هم جستجو کند، اما رنگش هیچگاه به روشنی خورشید نمیرسد.
گرت او در کشد کاری بود اینکه گر کار تو کار شست و شوی است
هوش مصنوعی: اگر او کار کند، این نشاندهنده این است که کار تو شستوشو است.
بسی گر تو به جویی آب ندهدکه هرچه آن از تو آید آب جوی است
هوش مصنوعی: اگر به دنبال آب باشی و نتوانی پیدا کنی، باید بدانی که هرچه به تو میرسد، همانند آب جوی است که از تو آمده و به تو بازمیگردد.
ز کار تو چه آید یا چه خیزدکه اینجا بی نیازی سد اوی است
هوش مصنوعی: از کارها و اعمال تو چه نتیجهای حاصل میشود، چون اینجا نیازی نیست و خداوند موانع را برطرف کرده است.
تو کار خویش میکن لیک میدانکه کار او برون از رنگ و بوی است
هوش مصنوعی: هرچند تو به فعالیت خود ادامه میدهی، اما آگاه باش که کار او فراتر از ظواهر و جلوههای دنیوی است.
به خود هرگز کجا داند رسیدناگر عطار را عزم علوی است
هوش مصنوعی: هرگز کسی نمیتواند بداند به کجا میرسد، اگر عطار (شاعر و عارف) ارادهاش به سوی حق باشد.