غزل شمارهٔ ۱۴۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره صبح و زیباییهای آن است. شاعر از زیباییهای صبح صحبت میکند و میگوید که صبح با خود جلوههای دلنشینی به ارمغان آورده است. او به روشنی و تازگی صبح، نور خورشید و بوی خوش باد اشاره میکند و تغییرات طبیعت در سحرگاه را توصیف میکند. همچنین، شاعر به تأثیر مثبت صبح بر احساسات و حال و هوای خود اشاره دارد و از لحظات خوب و شگفتانگیز صبحگاهی لذت میبرد.
رطل گران ده صبوح زانکه رسیده است صبحتا سر شب بشکند تیغ کشیده است صبح
هوش مصنوعی: در وزن و سنگینی یک لیوان شراب صبحگاهی، روز تازهای آغاز میشود. این روز بر آثارش تاثیر میگذارد و تا شب ادامه دارد، به این معنا که از شروع صبح تا شب، اثرات آن همچنان حس میشود.
روی نهفته است تیر روی نهاده است مهرپشت بداده است ماه هین که رسیده است صبح
هوش مصنوعی: صورت زیبا و دلربا همچون تیر است که با دلربایی خاصی درخشیده و جلوهگری میکند. ماه به زیبایی در پشت ابرها پنهان شده و اکنون صبح فرا رسیده است.
بر سر زنگی شب همچو کلاه است ماهبر در قفل سحر همچو کلید است صبح
هوش مصنوعی: در شب، ماه مانند کلاهی بر سر زنگی قرار دارد و صبح، همچون کلیدی بر در قفل سحر میتابد.
ای بت بربطنواز پردهٔ مستان بسازکز رخ هندوی شب پرده دریده است صبح
هوش مصنوعی: ای معشوق خوشنوا، موسیقی دلانگیزی بساز، زیرا که صبح با شکوه چهرهاش از پشت پرده شب بیرون آمده و پرده را پاره کرده است.
صبح برآمد زکوه وقت صبوح است خیزکز جهت غافلان صور دمیده است صبح
هوش مصنوعی: صبح از پشت کوهها بیرون آمده و وقت بیدار شدن و نوشیدن نوشیدنی صبحگاهی است. برخیز که به سوی غافلان صدای صبح دمیده شده است.
سوخته گردد شرار کز نفس سوختهگنبد فیروزه را فرق بریده است صبح
هوش مصنوعی: آتش سوختگی موجب شده که صبح، گنبد فیروزهای را با شعلههای خود بشکافد.
بوی خوش باد صبح مشک دمد گوییاکز دم آهوی چین مشک مزید است صبح
هوش مصنوعی: بوی خوشی که در صبح از باد میآید، مانند بوی مشک است، گویی که از نفس آهوی چین مشک بیشتری به مشام میرسد.
نی که از آن است صبح مشک فشان کز هوانافهٔ عطار را بوی شنیده است صبح
هوش مصنوعی: نی که صبح را با عطر مشک پر کرده، به نوعی به موسیقی، لطافت و زیبایی اشاره دارد. این صبح به گونهای حس میشود که نسیم آن بوی خوش نافهٔ عطار را به همراه دارد و این بوی خوش در فضا طنینانداز است.