غزل شمارهٔ ۱۷۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق عمیق و احساسات شدید شاعر نسبت به معشوقش است. شاعر به زیباییها و جذابیتهای معشوق اشاره میکند و بیان میکند که هیچ چیز در دنیا نمیتواند جای عشق او را بگیرد. او از درد و رنج عشق سخن میگوید و نشان میدهد که حتی در وجود سختیها و غمها، عشق به معشوقش را برمیگزیند. شاعر در نهایت احساس میکند که عشق او باعث شده است تا به شدت آسیبپذیر شود و دلش از شوق و اشتیاق به پاره پارهای تبدیل شود.
عاشقِ تو ،جانِ مختصر، که پسندد؟فتنه ی تو، عقلِ بی خبر، که پسندد؟
هوش مصنوعی: کسی که عاشق توست و زندگی کوتاهی دارد، چه کسی میتواند او را بپسندد؟ و گیرایی و جذابیت تو، که عقل بیخبر را مجذوب میکند، چه کسی میتواند آن را بپسندد؟
رویِ تو کز تُرکِ آفتاب، دریغ استدر نظرِ هندویِ بَصَر، که پسندد؟
هوش مصنوعی: چهره تو که از تابش خورشید زیباست، در نظر کسی که به زیباییهای هند نظر دارد، قابل ستایش نیست.
رویِ تو را تابِ قُوَّتِ نَظَری نیستدر رخِ تو، تیزتر نظر، که پسندد؟
هوش مصنوعی: چشمانم توانِ نگاه کردن به زیباییهایت را ندارد. در چهرهات، هیچ چیزی نمیتواند توجه من را بیشتر جلب کند.
چون بنگنجد شِکَر، بُرون ز دهانتاز لبِ تو خواستن شِکر که پسندد؟
هوش مصنوعی: زمانی که شکر در دهانت جا نگیرد، چرا باید از لب تو بخواهیم که شکر دهند؟ چه چیزی از تو پسندیده است؟
چون نتوان بی کمر، میانِ تو دیدنمویِ میانِ تو را کمر که پسندد؟
هوش مصنوعی: هرگاه نتوانم بدون کمربند (پوشش)، تو را ببینم، چه کسی ممکن است میانِ تو را (یعنی موی تو) بپسندد؟
چون به کمان بَرنِهی خدنگِ جگردوزپیشِ تو، جز جانِ خود، سِپَر که پسندد؟
هوش مصنوعی: وقتی تیری از کمان به سوی تو پرتاب میشود، هیچ چیز جز جان خودم را به عنوان سپر برای تو نمیپسندم.
چون به جفا، تیغت از نیام برآریدر همه عالَم، حدیثِ سَر، که پسندد؟
هوش مصنوعی: وقتی که با ظلم و ستم، تیغ خود را از نیام بیرون میآوری، چه کسی در تمام جهان میتواند داستان سر تو را بپسندد؟
چون غمِ عشقت، به جان خرند و بِه اَرزددر غم تو، حیله و حذر، که پسندد؟
هوش مصنوعی: وقتی غم عشق تو به جانم سخت فشار میآورد و در این اندوه، هیچ ترفند و دوری نمیتواند کمکی کند، چه چیزی را میتوان پسندید؟
تا غمِ عشقِ تو هست در همه عالَمهیچ دلی را، غمی دگر، که پسندد؟
هوش مصنوعی: تا وقتی که نگرانی و درد محبت تو در جهان وجود دارد، هیچ دلی دیگر هیچ غم و اندوهی را نمیپسندد.
وصلِ تو جُستَم به نیم جانِ مُحَقَّروصلِ تو آخِر، بدین قَدَر که پسندد؟
هوش مصنوعی: دوستت را جستوجو کردم و در حالتی که نیمی از وجودم باقی مانده بود، به درک وصل تو رسیدم. اما حالا میپرسم آیا این وصل به اندازهای است که مورد پسند تو باشد؟
هر سَحَر از عشقِ تو، بَسا که بسوزمسوز چو من شمع هر سَحَر که پسندد؟
هوش مصنوعی: هر صبح که از عشق تو بیدار میشوم، ممکن است به اندازه شمعی که در آتش میسوزد، بسوزم. چه کسی است که این وضعیت مرا بپسندد؟
چون تو جگر گوشهٔ دلِ مَنی آخِرقوتِ مَن از گوشهٔ جگر که پسندد؟
هوش مصنوعی: تو برای من بسیار عزیز و محبوبی، پس چگونه میتوانم از جگر و دل خودم که تو در آن جای داری، کم بیاورم؟
شُد دلِ عَطّار پاره پاره ز شوقتکارِ دلِ او اَزین بَتر که پسندد؟
هوش مصنوعی: دل عطار از عشق پارهپاره شده است، آیا کار دل او از این بدتر میتواند باشد که چیزی غیر از عشق را بپسندد؟