غزل شمارهٔ ۱۸۸
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق عمیق و دردناک است که عطار به آن اشاره میکند. در این اشعار عشق به معشوقی که بینظیر و جانسوز است توصیف میشود، به گونهای که در دل عاشق هیچ چیز جز عشق او وجود ندارد. محتوای شعر به ما میگوید که عشق واقعی در این دنیا نمیتواند بیدرد و بیسختی باشد و راه عشق نیاز به توان و همت دارد. او به کسانی که توانایی و قدرت کافی برای ادامه این راه را ندارند، توصیه میکند که نباید به سمت آن بروند، زیرا این راه سخت و بیپایان است. در نهایت، عطار از خواننده میخواهد که به دمی بیندیشد که جانان (معشوق) هیچگاه نخواهد رنجید و گم شود.
دلی کز عشق جانان جان نداردتوان گفتن که او ایمان ندارد
هوش مصنوعی: دل کسی که به عشق معشوقش جان ندهد، نمیتواند بگوید که او به حقیقت ایمان ندارد.
درین میدان که یارد گشت یکدمکه کس مردی یک جولان ندارد
هوش مصنوعی: در این میدان، اگر کسی فراهم شود و دمبهدم شاهد حضور یاران باشد، هیچکس جرأت یک حرکت و پیکار را ندارد.
شگرفی باید از گنج دو عالمکه جان یک لحظه بیجانان ندارد
هوش مصنوعی: این دنیا و آن دنیا دارای ثروتی باارزش هستند، اما حتی یک لحظه زندگی در میان بیجانها هم بینهایت ارزشمند است.
به آسانی منه در کوی او پایکه رهرو راه را آسان ندارد
هوش مصنوعی: به راحتی در مسیر او قدم نگذار، زیرا کسی که در این راه قدم میزند، کارش آسان نیست.
چه عشق است این که خود نقصان نگیردچه درد است این که خود درمان ندارد
هوش مصنوعی: این چه عشقی است که از کمبودهای خود آگاه نمیشود و چه دردی است که درمانی برای خود ندارد؟
دلم در درد عشق او چنان استکه دل بی درد عشقش جان ندارد
هوش مصنوعی: دل من به شدت برای عشق او رنج میکشد، به طوری که دل بیعشق او هیچ vitality و زندگی ندارد.
مرو در راه او گر ناتوانیکه دور است این ره و پایان ندارد
هوش مصنوعی: اگر ناتوانی، به سراغ این مسیر نرو، زیرا این راه دور است و هیچگاه به انتها نمیرسد.
اگر قوت نداری دور ازین راهکه کوی عاشقان پیشان ندارد
هوش مصنوعی: اگر قدرت و توان کافی نداری، از این مسیر دور شو؛ زیرا که این راهی که به عاشقان میرسد، هیچ رنج و زحمتی را بر نمیتابد.
برو عطار دم درکش که جانانهمه عمرت چنین حیران ندارد
هوش مصنوعی: به بیرون برو و به عطار نزدیک شو، زیرا عشق و زیبایی که همیشه آرزویش را داشتی، هیچگاه اینگونه متعجب و سرگشتهات نخواهد کرد.