غزل شمارهٔ ۳۸۹
هوش مصنوعی: این شعر به نقد وضعیت افراد دارای دین و ایمان میپردازد که در پی حالاتی متضاد هستند. شاعر به مخاطب توصیه میکند که از شیواتی نظیر سرگشتگی و تذبذب پرهیز کرده و به جای نارضایتی از وضعیت، با تکیه بر ایمان و عبودیت واقعی در مسیری ثابت و درست حرکت کند. او به این نکته اشاره میکند که نباید به دنبال مادیات و لذات دنیوی مانند شراب و میخانه بود و به جای آن باید در جستجوی حقیقت و دین واقعی بود. در نهایت، شاعر به اهمیت پایبندی به ایمان و پرهیز از سردرگمی و تزلزل در اعتقادات تأکید میکند.
بردار صراحیی ز خماربربند به روی خرقه زنار
هوش مصنوعی: لیوانی پر از شراب را از میخانه بردار و به دور کمر عارفانهات ببند.
با دردکشان دردپیشهبنشین و دمی مباش هشیار
هوش مصنوعی: با افرادی که درگیر درد و رنج هستند، همراه شو و لحظهای آرام و بیتوجه نباش.
یا پیش هوا به سجده درشویا بند هوا ز پای بردار
هوش مصنوعی: یا خود را به تسلیم در برابر عشق و احساس بسپار و یا از دست و پای خواهشها و تمناها رها شو.
تا چند نهان کنی به تلبیساین دین مزورت ز اغیار
هوش مصنوعی: چقدر میخواهی دین واقعیات را با تظاهر و فریب پنهان کنی تا دیگران نفهمند؟
تا کی ز مذبذبین بوی تویک لحظه نخفته و نه بیدار
هوش مصنوعی: تا کی باید در حال سردرگمی و تردید از عطر تو به شوق و ناامیدی بگذرانم، نه لحظهای در آرامش و نه لحظهای در بیداری؟
گر زن صفتی به کوی سر نهور مرد رهی درآی در کار
هوش مصنوعی: اگر زنی با خصوصیات خاصی به کوچهای برود، مردی هم اگر در آن مسیر باشد، باید وارد عمل شود و کاری انجام دهد.
سر در نه و هرچه بایدت کنگه کعبه مجوی و گاه خمار
هوش مصنوعی: در دل خود جستجو کن و به دنبال حقیقت باش، نه اینکه فقط در مکانهای مقدس یا در حالتهای مستی به دنبالش بگردی.
چون سیر شدی ز هرزه کاریآنگاه به دین درآی یکبار
هوش مصنوعی: زمانی که از کارهای بیهوده و بیفایده سیر و خسته شدی، آنگاه میتوانی یک بار به دین و آموزههای آن روی بیاوری.
گه آیی و گاه بازگردیاین نیست نشان مرد دیندار
هوش مصنوعی: گاهی میرسی و گاهی دور میشوی، این رفتار نشانهی انسانی مومن و دیندار نیست.
چیزی که صلاح تو در آن استبنیوش که با تو گفت عطار
هوش مصنوعی: به آنچه که برای تو خوب و مفید است گوش فرا بده، زیرا عطار به تو چیزی گفته است.