غزل شمارهٔ ۴۲۶
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی هنر و مقام انسان و ناتوانی دیگران در رسیدن به آن است. شاعر به این نکته اشاره میکند که افراد با کمال و مقام والا، کسی که داری عرش و جاه باشد، به سادگی در دسترس دیگران قرار نمیگیرد. او همچنین به تصویر یوسف در چاه اشاره میکند و میگوید که ارادت و بندگی باید از پس مشکلات و کمبودها و سختیها حاصل شود. تا هنگامی که کسی نتواند خود را به سوی حقیقت برساند، نمیتواند به مقام و کیفیت بالای دیگران دست یابد. در نهایت، شاعر بر این باور است که حتی اگر کسی در بالاترین مرتبه باشد، باز هم نمیتواند به شکوه و زیبایی خاصی که یکتا و بینظیر است، دست یابد.
آنکه سر دارد کلاهت نرسدشوانکه پر آب است جاهت نرسدش
هوش مصنوعی: کسی که سر دارد، به تو نمیرسد و کسی که جاه و مقام دارد، جایگاه تو را در نمییابد.
هر که پست بارگاه فقر نیستدر بلندی دستگاهت نرسدش
هوش مصنوعی: هر کسی که در جایگاه فقر زندگی کند و از مقام و مرتبهای برخوردار نباشد، نمیتواند به بالا و مقام شما دست یابد.
هر که در خود ماند چون گردون بسیگر نگردد گرد راهت نرسدش
هوش مصنوعی: هر کسی که در خود و درونش فکر کند و مراقب خود باشد، میتواند به نتایج بهتری دست یابد. اما اگر او از مسیر درست خارج شود و به دور خود بچرخد، به هدفش نخواهد رسید.
تا نباشد همچو یوسف خواجهایبندگی در قعر چاهت نرسدش
هوش مصنوعی: اگر کسی مانند یوسف در چاه باشد، هیچ خواجهای (آقایی) نمیتواند به او خدمت کند و به او کمک برساند.
تا کسی دارد به یک ذره پناهعرش اگر باشد پناهت نرسدش
هوش مصنوعی: هرکس که به یک ذره از عرش بزرگ پناه ببرد، اگر پناهی برای تو در نظر گرفته شده باشد، به تو نمیرسد.
عرش اگر کرسی نهد در زیر پایدست بر زلف سیاهت نرسدش
هوش مصنوعی: اگر عرش (بالاترین مقام و رتبه) هم کرسیای در زیر پا بگذارد، هیچگاه دستش به زلف مشکی تو نمیرسد.
گرچه سر در عرش ساید آفتابپرتو روی چو ماهت نرسدش
هوش مصنوعی: اگرچه خورشید در عرش (آسمان) قرار دارد، نوری که از چهرهات میتابد، به آن نمیرسد.
نیم ترک چرخ در سر گشت از آنکبو که بر ترک کلاهت نرسدش
هوش مصنوعی: نیمهای از گردونهٔ چرخ به خاطر این میچرخد که بر لبهی کلاه تو نمیتواند برسد.
تا کسی نشکست کلی قلب نفسلاف از خیل و سپاهت نرسدش
هوش مصنوعی: تا زمانی که هیچکس نتوانسته قلبت را بشکند، هیچکس نمیتواند از قدرت و نیروی تو بگوید.
تا نسوزد جملهٔ شب شمع زاریک نسیم صبحگاهت نرسدش
هوش مصنوعی: تا زمانی که نسیم صبحگاهی به شمع درون شب نرسد، آن شمع نمیسوزد و روشنایی ندارد.
تا کسی بر سر نگردد چون فلکطوف گرد بارگاهت نرسدش
هوش مصنوعی: تا زمانی که کسی نتواند به بلندی و عظمت مانند فلک بگردد، به بارگاه تو نخواهد رسید.
تا کسی جان ندهد از درد خمارمی ز لعل عذر خواهت نرسدش
هوش مصنوعی: تا زمانی که کسی به خاطر فراق و دلتنگی از عشق جان ندهد، نمیتوانی از طعم تلخ عشق و درد آن عذرخواهی کنی.
گر نشد عطار یکتا همچو مویمشک از زلف دو تاهت نرسدش
هوش مصنوعی: اگر عطار به یکتایی و زیبایی موی مشک نرسد، از زلف تو هم به او نخواهد رسید.