غزل شمارهٔ ۶۶۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و غم خود میپردازد و بیان میکند که زندگیاش تحت تأثیر محبوبش قرار دارد. او به خاطر فراق محبوب، شادمانیاش را از دست داده و از هر نوع لذت مادّی مانند شراب و کباب نیز دست کشیده است. شاعر به این نکته اشاره میکند که همه چیز را فدای عشق محبوب کرده و هیچ چیز در این دنیا و آن دنیا برای او ارزش ندارد جز عشق او. در پایان، شاعر به عطار یادآوری میکند که در زمانه او، کسی به اندازه محبوبش بینظیر نیست.
ای دل و جان زندگانی منغم تو برده شادمانی من
هوش مصنوعی: ای دل و جان من، زندگیام بی تو پر از غم است و شادیام را از من گرفتهای.
کردم از چشم و دل شراب و کبابمی نیایی به میهمانی من
هوش مصنوعی: من با شراب و کباب خودم را خوشحال کردهام، اما تو به میهمانی من نیامدی.
دو جهان ترک کردهام که تویاین جهانی و آن جهانی من
هوش مصنوعی: من هر دو جهان را ترک کردهام، چرا که وجود من تنها در تو، هم در این جهان و هم در آن جهان، مشهود است.
اندرین باب شعر ای عطارنیست اندر زمانه ثانی من
هوش مصنوعی: در این بید، شاعر به دیگران اشاره میکند که در زمینه شعر، در زمان او کسی مانند عطار وجود ندارد. به نوعی او از منحصربهفرد بودن خود در دنیای شعر سخن میگوید و به اهمیت و ارزش شعر خود اشاره میکند.