غزل شمارهٔ ۶۷۶
هوش مصنوعی: این شعر از عطار نیشابوری، شاعر و عارف بزرگ ایرانی، به توصیف زیبایی و جاذبه وجود معشوق میپردازد. شاعر از ویژگیهای خاص چهره و رفتار معشوق سخن میگوید و آنها را با عناصر طبیعی و جواهرات مقایسه میکند. در این اثر، معشوق منبعی از حیات و خلاقیت توصیف شده که همگان را تحت تاثیر قرار میدهد. عطار تاکید میکند که عشق به معشوق باعث میشود انسان از خود غفلت کند و به غنا و زیباییهای معنوی نزدیکتر شود. این شعر با زبانی زیبا و تصاویری خیالانگیز احساس عمیق عشق و شگفتی را منتقل میکند.
ای سراسیمه مه از رخسار توسرو سر در پیش از رفتار تو
هوش مصنوعی: ای ماه زیبا، چهرهات مثل درختی است که در مقابل زیبایی تو به خجالت میآید و از رفتار تو تحت تاثیر قرار میگیرد.
ذرهای است انجم زخورشید رختنقطهای است افلاک از پرگار تو
هوش مصنوعی: ذرهای از نور خورشید چهرهات است و نقطهای از آسمانهایی که به وسیلهٔ پرگار تو کشیده شده است.
گل که باشد پیش رخسارت از آنکعقل کل جزوی است از رخسار تو
هوش مصنوعی: اگر گلی را در برابر زیبایی تو قرار دهیم، به خاطر این است که عقل کل تنها یک بخش از زیبایی توست.
پر شکر شد شرق تا غرب جهاناز شکرریز شکر گفتار تو
هوش مصنوعی: شکر و نعمت به طور گستردهای در سراسر دنیا توزیع شده است، به طوری که به همه جا طعم و زیبایی بخشیده و این به خاطر سخنان شیرین و دلنشین توست.
چشم گردد ذره ذره در دو کونبر امید ذرهای دیدار تو
هوش مصنوعی: چشم من به امید یک لحظه دیدار تو، به آرامی در دو جهان به جستجوی تو میگردد.
گنج پنهانی تو ای جان و جهانجان شعاع تو جهان آثار تو
هوش مصنوعی: ای جان و جهان، تو گنجی پنهان هستی و نور تو موجب جلوهگری آثار جهان است.
چون تو هستی هر زمان در خورد توپس که خواهد بود جز تو یار تو
هوش مصنوعی: زیرا که تو همیشه در وجودت حضور داری، پس چه کسی دیگری میتواند به جز تو یار تو باشد؟
چون کسی را نیست یارا در دو کونهست هر دم تیزتر بازار تو
هوش مصنوعی: وقتی کسی را نمیبینی که بتوانی با او همراهی کنی، هر روز بیشتر از قبل به پیشرفت و تلاش خود ادامه بده.
صد هزاران جان فروشد هر نفسکس نیامد واقف اسرار تو
هوش مصنوعی: هر نفس که میگذرد، افراد بسیاری جان خود را فدای تو میکنند، اما هیچکس نیست که به رازهای تو آگاهی داشته باشد.
بیش میدانم هزار و صد هزاراز فلک سرگشتهتر در کار تو
هوش مصنوعی: من بیشتر از هزار و صد هزار نفر که در حال سرگردانی هستند، در کار تو آگاهترم.
دم به دم میآفریند آنچه هستو آفریدن نیست جز اظهار تو
هوش مصنوعی: هر لحظه آنچه موجود است به وجود میآید و آفرینش تنها به معنای نشان دادن وجود توست.
خود نمیاستد دمی یک ذره چیزتا نثار تو شود ایثار تو
هوش مصنوعی: اگر لحظهای فکر کنیم که چیزی از خود نداریم، تنها برای تو و به عشق تو چیزی را فدا میکنیم.
هر زمانی صد هزاران عالم استکان نثار توست انمودار تو
هوش مصنوعی: در هر زمانی، جهانهای بیشماری وجود دارد که اینها به خاطر تو و به نمایش گذاشتن تو به وجود آمدهاند.
تا ابد هرگز نبیند ذرهایخواری و غم هر که شد غمخوار تو
هوش مصنوعی: هر کسی که در کنار تو باشد و غمهای تو را احساس کند، هرگز در زندگی خود ذرهای از سختی و اندوه را تجربه نخواهد کرد.
زان حسین از دار تو منصور شدکز هزاران تخت بهتر دار تو
هوش مصنوعی: حسین از دار تو به مقام و بزرگی رسید، که دار و تخت تو از هزاران تخت دیگر پایینتر است.
گر همه آفاق عالم پر گل استزان همه گل خوشترم یک خار تو
هوش مصنوعی: اگر همه جهان پر از گلهای زیبا باشد، اما من به خاطر تو که یک خار هستی، بیشتر از همه آن گلها ارزش و محبت قائل هستم.
صد سپه هرلحظه گر ظاهر شودبرهم اندازم به استظهار تو
هوش مصنوعی: اگر صدان لشکر هم هر لحظه بهوجود بیاید، من با تکیه به وجود تو میتوانم همه آنها را نادیده بگیرم و به راحتی کنار بزنم.
میبچربد بر جهانی خوش دلیدر دل من ذرهای تیمار تو
هوش مصنوعی: در دل من، ذرهای از محبت و نگرانی برای تو، بر جهانی از خوشدلی و شادی میعربد.
روی گردانید عطار از دو کوندر لحد آورد و در دیوار تو
هوش مصنوعی: عطار از دنیای مادی دوری کرد و در مرگ، به درون خود و واقعیتهای عمیقتری پرداخت.
عالمی در هستی خود ماندهاندزین جهت شد نیست خود عطار تو
هوش مصنوعی: برخی از مردم در زندگی خود غرق در امور دنیوی شدهاند، به طوری که به ماهیت واقعی وجود خود توجهی ندارند و این باعث میشود که آنها شبیه به کسی شوند که از خود بیخبر است.