غزل شمارهٔ ۶۹۶
هوش مصنوعی: این شعر به تمایل و عشق عمیق شاعر به محبوبش میپردازد. او از جذبه و زیبایی محبوب صحبت میکند که همه را به خود جلب میکند. شاعر به توصیف عشق خود میپردازد و از زیبایی و جذابیت محبوبش، که مانند نرگس جادوئی است، یاد میکند. او از دل و جان خود برای دیدن محبوبش فداکاری میکند و در نهایت به عطر دلانگیز او در صبحگاه اشاره میکند که نشانهای از عشق و وصل اوست.
ای جهانی پشت گرم از روی تومیل جان از هر دو عالم سوی تو
هوش مصنوعی: ای جهانی که از زیباییهای تو آرامش میگیری، جان من از هر دو جهان به سوی تو کشش دارد.
صد هزاران آدمی را ره بزدمردم آن نرگس جادوی تو
هوش مصنوعی: بسیاری از انسانها به خاطر زیبایی و جاذبههای تو تحت تأثیر قرار گرفته و در مسیر تو قرار میگیرند.
لاابالیوار خوش بر خاک ریختآب روی عاشقان ابروی تو
هوش مصنوعی: به سبکی بیملاحظه و با بیاعتنایی، شما آب عشق را بر دل عاشقان ابروی خود میریزید.
سر برون کن تا ببینی عالمیهر یکی را شیوهای در کوی تو
هوش مصنوعی: اگر سر خود را بیرون بیاوری، میتوانی ببینی که در دنیای اطراف هر کسی راه و رسم خاص خود را در این کوی دارد.
دست دور از روی تا پروانهوارپایکوبان جان دهم بر روی تو
هوش مصنوعی: به دور از چهرهات، مانند پروانهای که برای تو رقص کنان جان میدهم.
ترکتازی کن بتا بر جان و دلتا شوم از جان و دل هندوی تو
هوش مصنوعی: ای معشوق زیبا، با شور و شوق بر دل و جانم بتاز تا آنجا که از عشق و محبت تو کاملاً مجنون شوم.
هر شبی وقت سحر عطار راعطر جان آید نصیب از موی تو
هوش مصنوعی: در هر شب هنگام سحر، عطر جان و زیبایی تو به عطار میرسد و او از خوشبویی موی تو بهرهمند میشود.