قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰
هوش مصنوعی: این غزل از عطار نیشابوری به بررسی رازهای عالم و جستجوی حقیقت در درون انسان میپردازد. شاعر در این اثر به دنبال افرادی است که از درک و فهم بالایی برخوردارند و میتواند با آنها از رازها و اسرار وجود سخن بگوید. او به ویژگیهای این افراد اشاره میکند، مانند کسی که از دنیاست و به عمق واقعیتها مینگرد، یا کسی که از پیچیدگیهای زندگی گذشته و به تجربیات عمیق دست یافته است.
عطار در این شعر، همچنین به نقصهای انسانی و نیاز به پاکی و روشنایی درون اشاره میکند و بالاخره دعا میکند تا از پلیدی نفس خود پاک شود و به نور الهی نزدیکتر شود. این غزل در نهایت بیانگر عشق و اشتیاق عطار به حقیقت و عشق الهی است و آرزو دارد که خود را در این راه گم نکند.
گر سخن بر وفق عقل هر سخنور گویمیشک نبودی کان سخن بر خلق کمتر گویمی
هوش مصنوعی: اگر هر سخنگوی، سخنانش را بر اساس عقل تنظیم کند، هیچ شکی در درست بودن آن سخن نخواهد بود، زیرا این نوع سخن کمتر به گوش مردم میرسد.
راز عالم در دلم، گنگم ز نااهلی خلقگر تو را اهلیتی بودی تو را بر گویمی
هوش مصنوعی: راز عالم در دل من است و من از نادانی مردم نمیتوانم آن را بیان کنم. اگر تو لیاقت و شایستگی این را داشتی، آن را به تو میگفتم.
چند گویی راز دل ناگفته مگذار و بگوخود نگویی تا کرابرگویمی گر گویمی
هوش مصنوعی: چند بار میخواهی درباره راز دل صحبت کنی؟ بهتر است آن را بگویی، زیرا اگر تو آن را نگویی، من هم نمیتوانم به تو بگویم.
زیرکان هستند کز پالان جوابم آورندفیالمثل در پیش ایشان گر من از خر گویمی
هوش مصنوعی: افرادی وجود دارند که به راحتی از من پرسش میکنند و پاسخهای مرا بدون فکر و تأمل قبول میکنند. حتی اگر من بگویم که از خر صحبت میکنم، باز هم به من اعتماد میکنند.
کو کسی کاسرار چون بشنود دریابد ز منپیش او هر ساعتی اسرار دیگر گویمی
هوش مصنوعی: کسی را پیدا کن که وقتی اسرار را بشنود، از من متوجه شود و هر لحظه برای او اسرار تازهای بگویم.
کو کسی کز وهم پای عقل برتر مینهدتا سخن با او بسی از عرش برتر گویمی
هوش مصنوعی: کسی را ببر ما بیاور که فراتر از خیال و اندیشهی عادی ایستاده و بتوان با او گفتگو کرد و از افکار و ایدههایمان به مرتبهای بالاتر برسیم.
کوکسی کو عبره خواهد کرد ازین دوزخ سرایتا من از صد نوع با او شرح معبر گویمی
هوش مصنوعی: کسی که میخواهد از عذاب دوزخ عبرت بگیرد، تا زمانی که من از صد نوع راه و روش به او توضیح دهم، در این دوزخ ساکن خواهد بود.
کو کسی کو هرچه میبیند نه رای آرد به خودتا دلش را نسخهٔ عالم مقرر گویمی
هوش مصنوعی: کسی را نشان بده که در نظراتش به خود مشغول نیست و هر آنچه میبیند را از نظر خود نمیسنجد، تا بتوانم دلش را به عنوان نمونهای از جهان بیان کنم.
کو کسی کز سینه کرسی کرد واز دل عرش ساختتا مثال عالم صغریش از بر گویمی
هوش مصنوعی: کسی را معرفی کن که به اندازهای بزرگ و بزرگوار باشد که از دل خود، عرش حق را به وجود آورد و مانند کوچکترین نمادهای عالم را از حفظ بتواند بیان کند.
کو کسی کو در میان زندگی یک ره بمردتا میان زندگیش از سر محشر گویمی
هوش مصنوعی: کسی را پیدا کن که در زندگیاش یک بار راستی را در میان مشکلات و چالشها پذیرفته باشد تا بتوانم از آن حال و روز او در قیامت صحبت کنم.
کو کسی کز دین چو بومسلم تبر زد روز و شبتا ز صدق یار غار و حلم حیدر گویمی
هوش مصنوعی: به دنبال کسی هستم که مثل بومسلم، در روز و شب از دین دفاع کند و از صدق یار غار و حلم حیدر بگوید.
کو دلی کز حلقهٔ گردون به همت بر گذشتتا بر آن دل هفت گردون حلقهٔ در گویمی
هوش مصنوعی: کجا کسی پیدا میشود که با اراده و همت خود از چرخش و دایرههای زندگی به راحتی عبور کند، تا من بتوانم دربارهاش بگویم که حتی هفت آسمان بر گرد دل او حلقه زده است.
کو یکی مفلس که در ششدر فرومانده است سختتا ره بگریختن زین هفت ششدر گویمی
هوش مصنوعی: شخصی در شرایط سختی قرار دارد که نتوانسته از این وضعیت نجات یابد، و من میخواهم بگویم که فرار کردن از این چالشها بسیار دشوار است.
کو یکی کز قعر صد ظلمت نهد یک گام پیشتا ز نور فیض دریای منور گویمی
هوش مصنوعی: کسی را میخواهم که از عمق تاریکیها یک قدم جلوتر بیاید تا بتوانم از نور و برکت او با خود بگویم.
کو یکی طوطی شکر چین که تا در پیش اوهر زمانی صد سخن شیرین چو شکر گویمی
هوش مصنوعی: ای کاش یک طوطی شیرینزبان پیش من باشد که هر زمان بتوانم با او گفتگوهای شیرین و دلنشینی داشته باشم.
کو یکی گوهر شناس گوهر دریای عشقتا ز سر هفت در و چار گوهر گویمی
هوش مصنوعی: کسی را پیدا کن که ارزش عشق را بشناسد، تا از عمق وجودم و از دشواریهایی که در عشق کشیدهام، داستانی بگویم.
کو یکی غواص تیز اندیشهٔ بسیار دانتا عجایبهای این دریای منکر گویمی
هوش مصنوعی: به کسی نیاز دارم که با فکر تیز و دانش زیاد خود، بتواند در عمق این دریای ناشناخته من نشانههای شگفتی را بیابد و برایم بگوید.
کو یکی سرگشته همچو گوی دریای طلبتا بدو اسرار این میدان اخضر گویمی
هوش مصنوعی: شخصی مانند یک توپ در دریای عشق و آرزو سرگردان است تا بتواند به رازها و اسرار این میدان سبز دست پیدا کند.
کو یکی طاقی که جفتش نیست در باب خردتا ز دواری این طاق مدور گویمی
هوش مصنوعی: اگر یکی از تیرکهای طاقی وجود داشته باشد که جفت آن در ابعاد و ساختار دیده نمیشود، میتوانم از این طاق مدور در مورد خرد و دانایی صحبت کنم.
کو یکی صاحب مشامی کز یمن بویی شنیدتا ز مشک تبتی وز عود و عنبر گویمی
هوش مصنوعی: کسی را بگویید که از یمن بویی خوش شنیده است، بویی از مشک تبتی و عود و عنبر برایم بگوید.
کو یکی پاکیزه طبع راست فهم پاک دلتا به زیر هر سخن صد راز مضمر گویمی
هوش مصنوعی: کسی که دارای روح و طبیعتی پاک و دلفهم باشد، میتواند به روشنی و وضوح درک کند و زیر هر کلامی، صدها راز پنهان را بیان کند.
کو سخن دانی که او را منطقالطیر آرزوستتا ز مرغ جان سخن از جانش خوشتر گویمی
هوش مصنوعی: کسی را بیاور که در سخن ورزی ماهر باشد و آرزوی منطق الطیر را داشته باشد، تا من بتوانم از روح و جانش با او صحبت کنم و بخواهم که سخنانم زیباتر و دلنشینتر شوند.
کو سکندر حکمتی حکمتپژوه تشنهدلتا صفات آب خضر و حوض کوثر گویمی
هوش مصنوعی: کیست آن اسکندر که به جستجوی حکمت و دانش آمده و دلش تشنه است، تا از صفات آب خضر و حوض کوثر سخن بگوید؟
کو فریدونی که گاوان را کند قربان عیدتا من اندر عید گه الله اکبر گویمی
هوش مصنوعی: کجاست فریدون که در عید قربانیها را بدهد تا من در روز عید با صدای بلند "الله اکبر" بگویم؟
نی خطا گفتم خطا کو غازیی شمشیرزنتا به پیش او صفات نفس کافر گویمی
هوش مصنوعی: من به اشتباه سخن نگفتم، اما آیا کسی هست که مانند یک جنگجوی شجاع به مقابلم بیاید تا بتوانم صفات بد نفس کافر را به او بیان کنم؟
تا کی از نفسم که هم ناگفته ماند شرح اوگو هزاران شرح او را من ز هر در گویمی
هوش مصنوعی: به چه مدت باید از نفس خودم سخن نگوییم؟ هزاران داستان و توضیح درباره او دارم که میتوانم از هر طرف بیان کنم.
گر من از مردان دین آگاهمی هرگز کجابا چنین نامردی از مردان رهبر گویمی
هوش مصنوعی: اگر من از دانشمندان دین باخبر بودم، هرگز با چنین بیرحمی درباره رهبران مردان نمیگفتم.
دامن اندر چینمی از خود اگر هر دم برونراز مردان جهان با دامن تر گویمی
هوش مصنوعی: اگر من در دامنم چینهایی داشته باشم، این نشان میدهد که هر لحظه میتوانم رازهای بزرگ مردان جهان را با دامن ترم برملا کنم.
جز سخن چیزی ندارم گر مرا چیزیستیبا چنان چیزی کجا دیوان و دفتر گویمی
هوش مصنوعی: من هیچ چیز اضافی ندارم جز کلام. اگر تو چیزی هستی، با آن چیز چگونه میتوانم از دیوان و دفتر صحبت کنم؟
گر از آن دریای معنی قطرهای بودی مراحاش لله گر من از اعراض و جوهر گویمی
هوش مصنوعی: اگر از آن دریای معنی فقط یک قطره میبودم، برایم حاشا که من از بیاعتنایی و ذات سخن بگویم.
در هوای حق اگر یک ذره نوری دارمینیستی ممکن که از خورشید انور گویمی
هوش مصنوعی: اگر در فضای حق فقط یک ذره نور داشته باشی، ممکن نیست که از نور خورشید بهرهمند شوی.
کاشکی مستغرق آن نور بودی جان منزانکه گر مستغرقستی آن بهم در گویمی
هوش مصنوعی: ای کاش که تو در آن نور غرق میشدی جان من، زیرا اگر اینگونه میبودی، میتوانستم همه چیز را دربارهات بگویم.
گر من اندر ملک دین گنج قناعت دارمیخویشتن را ملکت عالم میسر گویمی
هوش مصنوعی: اگر در سرزمین دین از قناعت بهرهمند باشم، میتوانم خود را فرمانروای عالم تصور کنم.
طفل را هم ماندهٔ حرفی و گرنه طفلمیمن الف را گاه در بن گاه بر سر گویمی
هوش مصنوعی: اگر بخواهم معنی این بیت را به زبان ساده بیان کنم، میتوان گفت: کودک در آغوش مادرش گاهی به حرف نمیآید و فقط در لحظات خاصی، مثالهایی از مسائل را به زبان میآورد. به عبارت دیگر، حتی اگر کودک در حال حاضر سکوت کرده باشد، در مواقع خاصی میتواند صحبت کند و چیزهایی را بگوید.
ای خدا نقصان مده در جوهر ایمان منگر به جز تو در دو عالم بندهپرور گویمی
هوش مصنوعی: پروردگارا، در ایمانی که دارم کاستی نگذار. چرا که اگر غیر از تو در این دو جهان، خالق و پرورشدهندهای وجود داشته باشد، من نمیتوانم این را بگویم.
در بقا عزت تو را و در فنا لذت مرامستمی گر با تو خود را من برابر گویمی
هوش مصنوعی: در زندگی تو تجلی عظمت و در مرگ، تجربه شادی و لذت من است. اگر با تو خود را برابر فرض کنم، به خوشبختی میرسم.
یارب از نفس پلیدم پاک کن تا خویش راهمچو عیسی جاودان خود را مطهر گویمی
هوش مصنوعی: ای پروردگار، از نفس آلودهام پاکم کن تا بتوانم مانند عیسی، خود را پاک و جاویدان معرفی کنم.
گر دل عطار پست نفس خاکی نیستیاز بلندی شعر فوق هفت اختر گویمی
هوش مصنوعی: اگر دل عطار را پست و پایین بشماری، از بلندی شعر خود میتوانم بگویم که از جایگاه هفت ستاره بالاتر است.