حکایت زاهدی خودپسند که از مردهای احتراز جست
هوش مصنوعی: در این شعر، یک زاهد با مردی که در دنیا به گناه آلوده بوده، مواجه میشود. پس از مرگ آن مرد، تابوت او را میبرند و زاهد به دلیل اینکه نمیخواهد بر مفسد نماز بخواند، از او دوری میکند. اما در شب، آن مرد در خواب به زاهد مینماید و در بهشت به سر میبرد. زاهد از او میپرسد که چگونه به این مقام عالی رسیده است، در حالی که در دنیا گناهکار بوده است.
مرد پاسخ میدهد که رحمت خداوند او را در نظر گرفته و از بیرحمی زاهد در حق او عذرخواهی میکند. او توضیح میدهد که عشق و رحمت خداوند موجب این تغییر مقام او شده است. همچنین، بر این نکته تأکید میشود که حکمت الهی و رحمت او در زندگی افراد جاری است و در نهایت، زاهد متوجه میشود که نباید فقط از ظاهر قضاوت کند و رحمت الهی همواره در دسترس است.
این شعر به بررسی مفاهیم رحمت، عشق، و حکمت خداوند میپردازد و به زاهد توصیه میکند که از حد و مرزهای خود فراتر رود و حقیقت و رابطهاش با خدا را درک کند.
چون بمرد آن مرد مفسد در گناهگفت میبردند تابوتش به راه
هوش مصنوعی: هنگامی که آن مرد فاسد از دنیا رفت، گفتند تابوتش را به سمت راه میبرند.
چون بدید آن زاهدی، کرد احترازتا نباید کرد بر مفسد نماز
هوش مصنوعی: وقتی زاهد آن را دید، از نزدیک شدن خودداری کرد، زیرا نباید در برابر فاسد، نماز خواند.
در شب آن زاهد مگر دیدش به خوابدر بهشت و روی همچون آفتاب
هوش مصنوعی: در شب، آن زاهد آیا او را در خواب دید که در بهشت است و چهرهاش همچون خورشید میدرخشد؟
مرد زاهد گفتش آخر ای غلاماز کجا آوردی این عالی مقام
هوش مصنوعی: زاهد به غلام گفت: ای پسر، این مقام بلند و عالی را از کجا به دست آوردی؟
در گنه بودی تو تا بودی همهپای تا فرقت بیالودی همه
هوش مصنوعی: وقتی در گناه بودی، همه چیز به پای تو بود، اما با جدایی و دوری، همهچیز را از دست دادی.
گفت از بیرحمی تو کردگارکرد رحمت بر من آشفتهکار
هوش مصنوعی: گفت خداوند به خاطر بیرحمی تو، بر من که در مشکلات و آشفتگی هستم، رحمت فرستاده است.
عشق بازی بین که حکمت میکندمیکند این کار و رحمت میکند
هوش مصنوعی: عشق و محبت میان انسانها به گونهای است که شخصی که به این احساسات میپردازد، نه تنها به خوبی رفتار میکند بلکه با رحمت و مهربانی نیز دریافتی از آن دارد.
حکمت او در شبی چون پر زاغکودکی را میفرستد با چراغ
هوش مصنوعی: در ظلمت شب، او به مانند پرندهای زاغ، کودکی را با چراغی به سوی روشنایی میفرستد.
بعد از آن بادی فرستد تیزروکان چراغ او بکش، برخیز و رو
هوش مصنوعی: بعد از آن وزش بادی تند خواهد بود که به تو میگوید که چراغت را خاموش کن و از اینجا برو.
پس بگیرد طفل را در ره گذرکز چه کشتی آن چراغ ای بیخبر
هوش مصنوعی: پس بهتر است که کودک را در مسیر درک کنی؛ بپرس که چه چیزی او را به این وضعیت کشانده است، ای کسی که بیخبر هستی.
زان بگیرد طفل را تا در حسابمیکند با او به صد شفقت عتاب
هوش مصنوعی: از آنجا که کودک هنوز در حال یادگیری و درک مسائل است، به او کمک میشود تا بتواند حساب کند و با مهربانی و توجه، به او نکاتی را یادآور میشوند.
گر همه کس جز نمازی نیستیحکمتش را عشق بازی نیستی
هوش مصنوعی: اگر همه دنیا جز نمازی نباشد، حکمت آن عشق بازی نیست.
کار حکمت جز چنین نبود تماملاجرم خوداین چنین آمد مدام
هوش مصنوعی: کار حکمت همیشه به همین شکل است؛ از این رو، از ابتدا این وضعیت به همان روش ادامه پیدا کرده است.
در ره او صد هزاران حکمتستقطره را حصّه ی بحر رحمتست
هوش مصنوعی: در مسیر او، هزاران نکتهٔ حکمتآمیز وجود دارد و هر قطرهای از رحمت او، مانند دریایی وسیع و گسترده است.
روز و شب این هفت پرگار ای پسراز برای تست در کار ای پسر
هوش مصنوعی: پسرم، شب و روز این هفت پرگار به خاطر تو و به منظور توست.
طاعت روحانیون از بهر تستخلد و دوزخ عکس لطف و قهرتست
هوش مصنوعی: پیروزی و پیروی کردن از روحانیون به خاطر داراییهای بهشتی و عذابهای جهنمی است که حاصل لطف و غضب توست.
قدسیان جمله سجودت کردهاندجزو و کل غرق وجودت کردهاند
هوش مصنوعی: فرشتگان همه به تو اظهار ارادت کرده و در عظمت وجودت غرق شدهاند.
از حقارت سوی خود منگر بسیزانک ممکن نیست بیش از تو کسی
هوش مصنوعی: به خودت نگر نباش که نسبت به دیگران حقیر هستی، زیرا هیچ کس نمیتواند بیشتر از تو باشد.
جسم تو جزوست و جانت کل کلخویش را عاجز مکن در عین ذل
هوش مصنوعی: بدن تو بخشی از وجود توست، و روح تو همهی وجود تو را تشکیل میدهد. خود را در حالتی ناتوان قرار نده، حتی اگر به زحمت دچار ذلت شوی.
کل تو درتافت جزوت شد پدیدجان تو بشتافت عضوت شد پدید
هوش مصنوعی: تمامی وجود تو در نور ظهور کرد و جان تو به خوشی در حرکت آمد، اعضا و جوارح تو نیز به روشنایی درآمدند.
نیست تن از جان جدا ، جزوی ازوستنیست جان از کل جدا، عضوی ازوست
هوش مصنوعی: تن انسان از جان جدا نیست و هر دو به هم پیوستهاند. همچنین جان انسان نیز از کل وجود جدا نیست و جزئی از آن به حساب میآید.
چون عدد نبود درین راه و احدجزو و کل پیوسته باشد با ابد
هوش مصنوعی: در این راه، هیچ عددی وجود ندارد که واحد یا جزء و کلی را مشخص کند، زیرا گفتی که این حالت تا ابد باقی نخواهد ماند.
صد هزاران ابر رحمت فوق تومیببارد تافزاید شوق تو
هوش مصنوعی: بارش بیوقفهی رحمت و نعمت، تو را سرشار از شوق و انگیزه میکند.
چون درآید وقت رفعتهای کلاز برای تست خلعتهای کل
هوش مصنوعی: زمانی که زمان بالا رفتن مقامها فرارسد، تمام این مقامها برای تو فراهم میشود.
هرچ چندانی ملایک کردهانداز پی تو بر فذلک کردهاند
هوش مصنوعی: هرچند که فرشتگان برای تو تلاش و کوشش کردهاند، اما این همه کارها به خاطر تو نبوده است.
جملهٔ طاعات ایشان، کردگاربر تو خواهد کرد جاویدان نثار
هوش مصنوعی: تمامی عبادتها و اعمال نیک آنها، از سوی خداوند برای تو بهطور دائمی و ماندگار پاداش خواهد داشت.