گمشدن شبلی از بغداد
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به وضعیت اجتماعی و دینی افراد گمشده در بغداد اشاره میکند. او از شبلی، عارفی که مدتی گم شده، صحبت میکند و بیان میکند که در جستجوی او، گروهی بیادب او را در مکانی نامناسب یافتهاند. این فرد که خود را در میان مردان و زنان نمیبیند، تأکید میکند که در راه دین، جایگاه جنسیتی ندارد و خود را درگیر دنیا و نادرستی میداند. او از شرم و ننگ خود نسبت به ناپاکیهای خویش صحبت میکند و به دیگران توصیه میکند که در پی مقام و فضیلت باشند و از بندگی خداوند دور نشوند. او به این نتیجه میرسد که انسان باید در مقام بندگی بماند و نباید به دنبال عزت دنیایی باشد. در نهایت، شاعر از گمشدگی و سردرگمی ابراز نگرانی میکند و به خود و دیگران یادآوری میکند که باید خود را از تردید و بیهویتی نجات دهند.
گم شد از بغداد شبلی چندگاهکس بسوی او کجا میبرد راه
هوش مصنوعی: مدتی از بغداد خبری از شبلی نبود و هیچکس نمیدانست که او کجا رفته است.
باز جستندش به هر موضع بسیدر مخنث خانهای دیدش کسی
هوش مصنوعی: آنها او را در هر جا جستجو کردند و در یک خانه که مخنثی در آن بود، کسی او را دید.
در میان آن گروهی بیادبچشمتر بنشسته بود و خشک لب
هوش مصنوعی: در میان آن جمعیتی بیادب، شخصی با چشمانی درشت و لبانی بیتحرک نشسته بود.
سایلی گفت ای برنگ راز جویاین چه جای تست آخر بازگوی
هوش مصنوعی: سایهای به شخصی گفت: ای کسی که به راز و اسرار آگاهی، اینجا جایی برای تو نیست، پس هر چه در دل داری، به وضوح بیان کن.
گفت این قومند چون تردامنیدر ره دنیا نه مرد و نه زنی
هوش مصنوعی: این مردم را شبیه افرادی میبینم که به راحتی و بدون تعهد در مسیر زندگی پیش میروند، نه میتوان آنها را مردانی واقعی دانست و نه زنانی با فضیلت.
من چو ایشانم، ولی در راه دیننه زنی در دین نه مردی چند ازین
هوش مصنوعی: من هم مانند آنها هستم، اما در مسیر دین نه زنی را میزنم و نه مردی را.
گم شدم در ناجوانمردی خویششرم میدارم من از مردی خویش
هوش مصنوعی: در بیرحمی و ناسپاسی خود گم شدهام و از ویژگیهای مردانگی خود خجالت میکشم.
هرک جان خویش را آگاه کردریش خود دستارخوان راه کرد
هوش مصنوعی: هر کس که به خودشناسی و آگاهی رسید، همچون کسی است که ریشش را به نشانه احترام و تقدس آراسته کرده و آماده است تا در مسیری روشن و پرمعنا گام بردارد.
همچو مردان دل خرد کرد اختیارکرد بر استادگان عزت نثار
هوش مصنوعی: مانند مردان، دل را خرد و متعهد کرد، و بر بزرگانی که شایستهٔ احتراماند، افتخار و ارادت نثار نمود.
گر تو بیش آیی ز مویی در نظرخویشتن را از بتی باشی بتر
هوش مصنوعی: اگر تو حتی در دید خودت یک تار موی اضافه بیاری، بهتر است که از یک بت هم قویتر باشی.
مدح و ذمت گر تفاوت میکندبتگری باشی که او بت میکند
هوش مصنوعی: اگر در ستایش و نکوهش تفاوتی وجود داشته باشد، بهتر است به کسی مراجعه کنی که خود او را میپرستد و به او میبالد.
گر تو حق را بنده ای، بتگر مباشور تو مرد ایزدی، آزر مباش
هوش مصنوعی: اگر تو به حق وابستهای، نباید به بتها گرایش داشته باشی. اگر تو انسانی از نژاد خدایی هستی، نباید مانند آزر (پدر ابراهیم) که بتپرست بود، عمل کنی.
نیست ممکن در میان خاص و عاماز مقام بندگی برتر مقام
هوش مصنوعی: در بین مردم عادی و خاص، نمیتوان مقامی بالاتر از مقام بندگی و servitude یافت.
بندگی کن بیش از این دعوی مجویمرد حق شو، عزت از عزی مجوی
هوش مصنوعی: بیشتر خدمت کن و از ادعاها و خواستههای خود پرهیز کن. مردی راستین و با شخصیت باش، زیرا عزت و اعتبار را باید از درون خودت به دست آوری، نه از منابع بیرونی.
چون ترا صد بت بود در زیر دلقچون نمایی خویش را صوفی به خلق
هوش مصنوعی: وقتی که تو به اندازهی زیادی نماد زیبایی و جذابیت در لباس سادهات داری، چگونه میتوانی خودت را به دیگران نشان دهی؟
ای مخنث، جامهٔ مردان مدارخویش را زین بیش سرگردان مدار
هوش مصنوعی: ای مرد، بیش از این در لباس مردان نگرد و متفرق نشو.