گفتهٔ بوعلی رودبار در وقت مرگ
هوش مصنوعی: در این شعر، بوعلی رودبار به لحظات آخر عمرش اشاره میکند و از احساس عمیق عشق و انتظارش سخن میگوید. او از آسمان و بهشت صحبت میکند و به شکرگزاری و شادی به خاطر مقام والایی که در انتظار اوست، پرداخته است. با وجود توفیقات و انعامات، او به عشق خود وفادار است و از این که جانش به عشق معشوق پیوند خورده، سخن میگوید. بوعلی تأکید میکند که نه بهشت و نه دوزخ برای او اهمیت ندارد و تنها معشوقش را میخواهد. او در نهایت ابراز میکند که حاجتهایش تنها به تو تعلق دارد و این تعلق عمیقش به معشوق را به زیبایی بیان میکند.
وقت مردن بوعلی رودبارگفت جانم بر لب آمد ز انتظار
هوش مصنوعی: در زمان مرگ، بوعلی رودبار اظهار کرد که نفسام به تنگ آمده و در انتظار آمدهام.
آسمان را در همه بگشادهانددر بهشتم مسندی بنهادهاند
هوش مصنوعی: آسمان را برای همه گشودهاند و در بهشت، جایی برای نشستن فراهم کردهاند.
همچو بلبل قدسیان خوش سرایبانگ میدارند کای عاشق درآی
هوش مصنوعی: مانند بلبلان ملکوتی، خوشا نغمه میسرایند و میگویند ای عاشق، به درون بخوان.
شکر میکن پس به شادی میخرامزانک هرگز کس ندیدست این مقام
هوش مصنوعی: از شادی و خوشحالی شکرگزاری کن، زیرا هیچکس هرگز چنین مقامی را ندیده است.
گرچه این انعام و این توفیق هستمیندارد جانم از تحقیق دست
هوش مصنوعی: هرچند که این پاداش و موفقیت برای من وجود دارد، اما روح من از جستجوی حقیقت باز نمیایستد.
زانک میگوید ترا با این چه کاردادهای عمری درازم انتظار
هوش مصنوعی: چرا که او به تو میگوید، با این وضعیت و مشکلاتی که برایت پیش آمده، من به مدت طولانی در انتظار هستم.
نیست برگم تا چو اهل شهوتیسر فرو آرم به اندک رشوتی
هوش مصنوعی: من برگ ندارم تا مانند کسانی که به شهوات خو دارند، برای اندکی رشوه سر تسلیم فرود آورم.
عشق تو با جان من در هم سرشتمن نه دوزخ دانم اینجا نه بهشت
هوش مصنوعی: عشق تو به قدری با وجود من آمیخته شده که نه دنیای عذاب را درک میکنم و نه دنیای خوشبختی را.
گر بسوزی همچو خاکستر مرادر نیابد جز تو کس دیگر مرا
هوش مصنوعی: اگر مرا بسوزانی و بگذاری مانند خاکستر، هیچ کس غیر از تو نمیتواند مرا درک کند یا احساس کند.
من ترادانم، نه دین، نه کافرینگذرم من زین، اگر تو بگذری
هوش مصنوعی: من از تعصبات دینی و کفر آزاد هستم و به خاطر تو از اصول و ارزشهایم نمیگذرم، حتی اگر تو حاضر به گذشت باشی.
من ترا خواهم، ترا دانم، تراهم تو جانم را و هم جانم ترا
هوش مصنوعی: من تو را میخواهم و میشناسم، تو هم برای من، هم روح من هستی و هم زندگیام.
حاجت من در همه عالم توییاین جهانم و آن جهانم هم تویی
هوش مصنوعی: خواسته من در تمام دنیا تنها تویی و همه این دنیا و آن دنیا نیز متعلق به توست.
حاجت این دل شده، مویی برآریک نفس با من به هم هویی برآر
هوش مصنوعی: دل من نیازمند است که تو مویی از خود را به من نشان دهی؛ برای یک لحظه با من همدل شو.
جان من گر سرکشد مویی ز توجان ببر، هایی ز من هویی ز تو
هوش مصنوعی: اگر جان من هم به خاطر یک تار موی تو جان خودش را از دست بدهد، صدای من به خاطر تو به آسمان خواهد رفت.