نارضا بودن ایاز از اینکه محمود سلطنت را به او داد
هوش مصنوعی: محمود، ایاز را به مقام بالایی رساند و او را بر تخت نشاند. او به ایاز گفت که حالا وقت پادشاهی و رهبری کشور است و از او خواست تا مانند یک شاه عمل کند. همه اطرافیان او از این مقام متعجب شدند و ایاز به شدت گریه کرد، زیرا احساس مسئولیت سنگینی بر دوش خود داشت. او به آنها پاسخ داد که سلطانی باید خود را از دنیا جدا کند و از عشق به ملک فاصله بگیرد. ایاز تأکید کرد که برای او دیدار با شاه مهمتر از پادشاهی است و به اطرافیان گفت که باید درک کنند که بندگی و خدمت به دیگری ارزشمندتر از مقام و قدرت است. او به آنها توصیه کرد که از نابخردی و تعلل دوری کنند و سعی در بهبود و فهم حقیقت داشته باشند. در نهایت، ایاز بیان کرد که کسی که به حقیقت راه یابد، نباید به چیزهای مادی دل ببندد و باید از همه چیز گذر کند تا به مقام مردانگی برسد.
گفت ایاز خاص را محمود خواندتاج دارش کرد و بر تختش نشاند
هوش مصنوعی: محمود به ایاز، که شخصی ویژه و مورد توجه او بود، گفت و او را با تاجی ستودنی مزین کرد و بر تخت سلطنت نشاند.
گفت شاهی دادمت، لشگر تراستپادشاهی کن که این کشور تراست
هوش مصنوعی: شاه به تو مملکت و ارتش را داده است، پس باید به عنوان پادشاهی بر این سرزمین حکومت کنی، چون این کشور متعلق به توست.
آن همیخواهم که تو شاهی کنیحلقه در گوش مه و ماهی کنی
هوش مصنوعی: من میخواهم که تو چنان پادشاهی کنی که به گردن ماه و ستارهها حلقه بیندازی.
هرکه آن بشنود از خیل و سپاهجمله را شد چشم از آن غیرت سیاه
هوش مصنوعی: هر کسی که صدای جمعیت و سپاه را بشنود، به خاطر غیرت و غیرت خود، از هر چیز دیگری چشم میپوشد.
هر کسی میگفت شاهی با غلامدر جهان هرگز نکرد این احترام
هوش مصنوعی: هر کسی میگفت که در تاریخ هیچ شاهی چنین احترامی به غلام خود نکرده است.
لیک آن ساعت ایاز هوشیارمیگریست از کار سلطان زار زار
هوش مصنوعی: اما در آن لحظه، ایاز به شدت از کارهای سلطان گریه میکرد.
جمله گفتندش که تو دیوانهایمیندانی وز خرد بیگانهای
هوش مصنوعی: همه به او گفتند که تو مجنون هستی و نمیدانی که از عقل و خرد بیخبری.
چون به سلطانی رسیدی ای غلامچیست چندین گریه، بنشین شادکام
هوش مصنوعی: زمانی که به مقام و سلطانی رسیدی، ای بنده، دیگر چه نیازی به گریه و زاری است؟ بنشین و با دل شاد زندگی کن.
داد ایاز آن قوم را حالی جوابگفت بس دورید از راه صواب
هوش مصنوعی: ایاز به آن قوم گفت که حالا پاسخ دهید، ولی از راه درست و صحیح فاصله بگیرید.
نیستی آگه که شاه انجمندور میاندازدم از خویشتن
هوش مصنوعی: تو از حال و روز من خبر نداری که چطور از خودم دور میشوم و در جمع دیگران احساس غریبگی میکنم.
میدهد مشغولیم تا من ز شاهبازمانم دور مشغول سپاه
هوش مصنوعی: به ما اجازه میدهند که مشغول فعالیتهای خود شویم تا من از شاه و سلطنت دور بمانم و به کارهای نظامی و سپاهی توجه کنم.
گر به حکم من کند ملک جهانمن نگردم غایب از وی یک زمان
هوش مصنوعی: اگر دنیا به خواست من باشد، هرگز از آن دور نمیشوم حتی برای لحظهای.
هرچ گوید آن توانم کرد و بسلیک ازو دوری نجویم یک نفس
هوش مصنوعی: هر چیزی که او بگوید، میتوانم انجام دهم و تمام، اما هرگز در لحظهای از او دور نمیشوم.
من چه خواهم کرد ملک و کار اوملکت من بس بود دیدار او
هوش مصنوعی: من چه کار میتوانم بکنم؟ همه چیز در دست اوست، ولی برای من کافی است که فقط او را ببینم.
گر تو مرد طالبی و حقشناسبندگی کردن درآموز از ایاس
هوش مصنوعی: اگر تو مردی هستی که به حقیقت و حقایق زندگی علاقهمند و طالب آنی، باید از ایاس یاد بگیری که چگونه بندگی و خدمتگزاری را بیاموزی.
ای به روز و شب معطل ماندههمچنان بر گام اول مانده
هوش مصنوعی: تو که به انتظار روز و شب نشستهای و همچنان در نقطهی اول و آغازین باقی ماندهای.
هر شبی از بهر تو ای بوالفضولمیکنند از اوج جباری نزول
هوش مصنوعی: هر شب برای تو، ای کسی که خیلی فضول هستی، از اوج قدرت و عظمت، تضعیف و کاهش پیدا میکنند.
تو ز جای خود چو مردی بیادببرنگیری گام، نه روز و نه شب
هوش مصنوعی: اگر تو از مکانی که هستی به طرز ناشایست و بیادبانه قدم برداری، نه در روز و نه در شب جایی برای تو نخواهد بود.
آمدند از اوج عزت پیش بازتو ز پس رفتی و کردی احتراز
هوش مصنوعی: افرادی که در اوج مقام و عزت بودند، به سراغ تو آمدند، اما تو از عقب رفتی و خود را کنار کشیدی.
ای دریغا نیستی تو مرد اینبا که بتوان گفت آخر درد این
هوش مصنوعی: ای کاش تو اینجا بودی تا بتوانم از دردهای خود با تو سخن بگویم.
تا بهشت و دوزخت در ره بودجان توزین رازکی آگه بود
هوش مصنوعی: تا وقتی که بهشت و جهنم در مسیر هست، جان تو از این حقیقت آگاه است.
چون ازین هر دو برون آیی تمامصبح این دولت برونت آید ز شام
هوش مصنوعی: وقتی از این دو مشکل گذر کنی، صبحی که با خوشبختی همراه است، به سراغت خواهد آمد و در تاریکی شب راهت را روشن میکند.
گلشن جنت نه این اصحاب راستزانک علیون ذوی الالباب راست
هوش مصنوعی: باغ بهشت اینجا نیست، زیرا گروهی از افراد با فکر و درک عمیق در آنجا وجود دارند.
تو چو مردان، این بدین ده آن بداندرگذر، نه دل بدین ده نه بدان
هوش مصنوعی: شما باید مانند مردان پسندیده رفتار کنید و به این و آن اهمیت ندهید؛ نه به این دنیا دل ببندید و نه به آن.
چون ز هر دو درگذشتی فرد توگر زنی باشی تو باشی مرد تو
هوش مصنوعی: وقتی از هر دو (دنیا و آخرت) گذشتی و از آنها دل کندی، اگر مرد باشی، واقعاً مرد شدهای.