حکایت سجده نکردن ابلیس بر آدم
هوش مصنوعی: در این متن، شاعر به داستان آفرینش آدم و سجده ملائک بر او اشاره میکند. وقتی خداوند جان آدم را در او دمید، ملائک به فرمان الهی سجده کردند، اما ابلیس از سجده خودداری کرد و ادعا کرد که اگر سرش را از تنش بیندازند، برایش مهم نیست. خداوند او را به خاطر نافرمانیاش لعنت کرد و بر او طوق لعنت گذاشت. ابلیس پس از این لعنت، به عدم ترس از آن اعتراف میکند و میگوید که هرکسی به دنبال گنجی باشد، باید عواقب آن را نیز در نظر بگیرد. در پایان، او به اهمیت طلب و جستجوی حقیقت اشاره میکند و میگوید اینکه کسی چیزی را نتواند پیدا کند ناشی از نقصان در طلب اوست.
گفت چون حق میدمید این جان پاکدر تن آدم که آبی بود و خاک
هوش مصنوعی: وقتی که خداوند زندگی را به این جسم انسان دمید، او را از آب و خاک آفرید.
خواست تا خیل ملایک سر به سرنه خبر یابند از جان نه اثر
هوش مصنوعی: او خواست که تمام فرشتگان نه از وجودش باخبر شوند و نه از تأثیری که بر جای میگذارد.
گفت ای روحانیان آسمانپیش آدم سجده آرید این زمان
هوش مصنوعی: ای روحانیان، حالا که زمان سجده بر آدم فرارسیده، پیش او به احترام بیایید.
سرنهادند آن همه بر روی خاکلاجرم یک تن ندید آن سر پاک
هوش مصنوعی: همه آن سرها را بر زمین نهادند، اما در نهایت هیچکس آن سر پاک را ندید.
باز ابلیس آمد و گفت این نفسسجدهای از من نبیند هیچ کس
هوش مصنوعی: ابلیس بازگشته و میگوید که هیچکس از من سجده و پرستش نمیکند.
گر بیندازند سر از تن مرانیست غم چون هست این گردن مرا
هوش مصنوعی: اگر سرم را از بدنم جدا کنند، نگران نخواهم بود، چرا که این گردن برایم اهمیت دارد.
من همیدانم که آدم خاک نیستسر نهم تا سر ببینم، باک نیست
هوش مصنوعی: من میدانم که انسان تنها از خاک ساخته نشده و درونی عمیقتر و ارزشمندتر دارد. برای من مهم نیست که از کجا آمدهام، بلکه آنچه که درونم است اهمیت دارد.
چون نبود ابلیس را سر بر زمینسر بدید او زانکه بود او در کمین
هوش مصنوعی: وقتی ابلیس را بر زمین نمیدید، سرش را پایین میآورد، زیرا میدانست که در کمین حضور دارد.
حق تعالی گفتش ای جاسوس راهتو به سر در دیدنی این جایگاه
هوش مصنوعی: خداوند به او میفرماید: ای ناظر، راه تو به این مکان مقدس، به سر در دیده میشود.
گنج چون دیدی که بنهادم نهانبکشمت تا برنگویی در جهان
هوش مصنوعی: اگر گنجی را دیدی که پنهان کردهام، آن را بکش تا به کسی نگوید.
زانک خفیه نیست بیرون از سپاههر کجا گنجی که بنهد پادشاه
هوش مصنوعی: زیرا هیچ چیز مخفی نیست و در هر جایی که پادشاه گنجی را قرار دهد، در کنار سپاه او خواهد بود.
بیشکی بر چشم آنکس کان نهدبکشد او را و خطش بر جان نهد
هوش مصنوعی: بدون شک، آن کسی که بر چشمانش خطی کشیده شود، او را به خود جذب میکند و آن خط بر جانش تأثیر میگذارد.
مرد گنجی دید گنجی اختیارسر بریدن بایدت کرد اختیار
هوش مصنوعی: مردی گنجی را دید و تصمیم گرفت که برای آن گنج هر اقدامی که لازم باشد، انجام دهد.
ور نبرم سر ز تن این دم ترااین سخن باشد همه عالم ترا
هوش مصنوعی: اگر نتوانم در این لحظه سر از بدن خود بردارم، این سخن من، همه جهان را شامل میشود.
گفت یا رب مهل ده این بنده راچارهای کن این ز کار افکنده را
هوش مصنوعی: بندهای از خدا درخواست میکند که به او مهلتی بدهد و راه حلی برای مشکلاتش فراهم کند، زیرا او در کارها و شرایطش به بنبست رسیده است.
حق تعالی گفت مهلت بر منتطوق لعنت کردم اندر گردنت
هوش مصنوعی: خدای بزرگ فرمود که به تو مهلت دادم و این عذاب و لعنت را بر گردنت نهادیم.
نام تو کذاب خواهم زد رقمتابمانی تا قیامت متهم
هوش مصنوعی: نام تو را همیشه در یادها مینویسم، تا ابد متهم به دروغگویی خواهی ماند.
بعد از آن ابلیس گفت آن گنج پاکچون مرا روشن شد، از لعنت چه باک
هوش مصنوعی: ابلیس بعد از آن گفت: حال که این گنج ارزشمند به من روشن شد، دیگر از لعنت و نفرین نگران نیستم.
لعنت آن تست رحمت آن توبنده آن تست قسمت آن تو
هوش مصنوعی: نفرین به آنچه منجر به درد و رنج میشود، و رحمت و مهربانی توست. من فقط بنده آن محبت هستم، و سرنوشت من به دست توست.
گر مرا لعنست قسمت، باک نیستزهر هم باید، همه تریاک نیست
هوش مصنوعی: اگر قسمت من لعن و نفرین باشد، نگران نیستم، چون حتی اگر زهر هم به من برسانند، باز هم همه چیز مثل تریاک نیست و به دست من نمیرسد.
چون بدیدم خلق را لعنت طلبلعنتت برداشتم من بیادب
هوش مصنوعی: وقتی دیدم مردم بدخواهی و نفرین میکنند، من هم بیادبی را کنار گذاشتم.
این چنین باید طلب گر طالبیتو نهٔ طالب به معنی غالبی
هوش مصنوعی: اگر طالب حقیقت هستی، باید به دنبال شناخت و درک عمیق باشی، نه اینکه فقط در فکر برتری و غلبه بر دیگران باشی.
گر نمییابی تو او را روز و شبنیست او گم، هست نقصان در طلب
هوش مصنوعی: اگر نتوانی او را در روز و شب پیدا کنی، باید بدانی که او گم نشده است، بلکه مشکل از خواسته و تلاش توست.