(۵) حکایت مرد ترسا که مسلمان شد
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به انتقاد از کسانی میپردازد که به ظواهر دین توجه میکنند و در باطن به اعمال ناپسند مشغولند. او از شخصی که مسلمان شده است میخواهد که در دین خود واقعی و پایدار بماند و نسبت به باورها و اصول دینش وفادار باشد. امروز به علم و آگاهی نیاز است و نمیتوان با اخلاق و رفتار ناپسند از دین دفاع کرد. در نهایت، او به ناپسندی بتپرستی اشاره میکند و تاکید میکند که باید در دین خود مردانه عمل کنیم.
یکی ترسا مسلمان گشت و پیروزبمی خوردن شد آن جاهل دگر روز
هوش مصنوعی: یک مسیحی مسلمان شد و موفق شد، اما همان نادان در روز دیگری به خوردن شراب ادامه داد.
چو مادر مست دید او را ز دردیبدو گفت ای پسر آخر چه کردی
هوش مصنوعی: زمانی که مادر مست او را دید، از درد گفت: "ای پسر، بالاخره چه بر سرت آمده است؟"
که شد آزرده عیسی زود ازتومحمّد ناشده خشنود از تو
هوش مصنوعی: عیسی به سرعت از تو ناراحت شد و محمد هرگز از تو راضی نگردید.
مخنّث وار رفتن ره نکو نیستکه هر رعنا مزاجی مرد او نیست
هوش مصنوعی: رفتن در مسیر نیک و خوب به شیوهای زنانه و لطیف درست نیست، زیرا هر شخص زیبایی و ظرافتی که دارد، لزوماً مرد نیست.
بمردی رَو دران دینی که هستیکه نامردیست در دین بت پرستی
هوش مصنوعی: به مردی برو در دینی که وجود دارد، زیرا نامردی در دینی است که بتپرستی را میپرستد.