(۵) حکایت شبلی با سائل رحمه الله
هوش مصنوعی: در این قطعه شعری، شبلی به پرسشهایی درباره مفهوم عارف پاسخ میدهد. او میگوید عارف کسی است که در برابر عظمت جهان، حتی یک تار مویش را نیز برنمیدارد و به دنیا وابسته نیست. در ادامه، وقتی شخصی از او میپرسد که عارف کیست، شبلی توضیح میدهد که عارف کسی است که نمیتواند بار جهانی را تحمل کند.
شخصی دیگر به تناقض در سخنان او اشاره میکند که در روزهای مختلف نظرات متفاوتی درباره عارف ارائه داده است. شبلی پاسخ میدهد که در آن زمان هنوز در حال یادگیری بود، اما اکنون که عاشق است، توانسته به حقیقتی عمیقتر پی ببرد.
او میگوید که برای درک جمال الهی، باید خوبی و بدی را در کنار هم دید و نباید به طور جزئی به یک عضوی از آن توجه کرد. در واقع، باید کل وجود را در نظر گرفت، چرا که همه اجزای عالم باهم پیوستهاند و عشق به همه آنها تعلق دارد.
مگر شبلی بهمجلس بود یک روزیکی پرسید ازو کای عالمافروز
هوش مصنوعی: روزی در مجلس شبلی، یکی از او پرسید که ای روشنکننده علم و دانش، چطور میتوان به کمال رسید؟
بگو تا کیست عارف؟ گفت آنستکه گر در پیش او هر دو جهان است
هوش مصنوعی: بگوید که عارف کیست؟ عارف کسی است که اگر در برابرش دو دنیا وجود داشته باشد، هیچ توجهی به آنها نمیکند.
به یک موی مژه برگیرد از جایکه عارف آورد هم بیش ازین پای
هوش مصنوعی: میتوان گفت که با یک موی مژه، میتوان از جایی که عارف یا دانای واقعی آمده است، بیشتر فاصله گرفت. در واقع، این جمله به اهمیت و ارزش عارفان و آگاهی آنها اشاره دارد و نشان میدهد که درک و معرفت آنها چه اندازه میتواند فراتر از تصور باشد.
یکی پرسید ازو روزی دگربارکه عارف کیست ای استاد اسرار؟
هوش مصنوعی: یک نفر از استاد اسرار پرسید: عارف کیست؟
چنین گفت او که عارف ناتوانیکه نارد تاب این دنیا زمانی
هوش مصنوعی: او چنین گفت که عارف ضعیفی است که نمیتواند برای مدت طولانی در برابر سختیهای این دنیا مقاومت کند.
یکی برجَست و گفت ای عالمافروزتو عارف را چنین گفتی فلان روز
هوش مصنوعی: یک نفر بلند شد و گفت: ای روشنگر دانایی، تو اینطور به عارف در فلان روز گفتی.
کنون امروز میگویی چنین توتناقض مینهی در راه دین تو
هوش مصنوعی: حال که امروز چنین سخن میگویی، در مسیر دین خود تناقضی ایجاد میکنی.
جوابی داد شبلی روشن آن روزکه ای سائل نبودم من من آن روز
هوش مصنوعی: شبلی در پاسخ به سؤالی که در روز خاصی از او پرسیده شده بود، گفت: در آن روز من در حالتی نبودم که بتوانم به سؤالات پاسخ دهم. به عبارتی، او به یاد میآورد که در آن روز شرایط یا حالت خاصی داشته که قادر به گفتگو و پاسخگویی نبوده است.
ولی چون من منم امروز عاشقازین بهتر جوابت نیست صادق
هوش مصنوعی: امروز که من عاشق هستم، هیچپاسخی بهتر از این نمیتواند باشد که من همانگونه که هستم صادق و راستگو باشم.
هر آنکو یک جهت بیند جمالینباشد دیدن او را کمالی
هوش مصنوعی: هر کسی که فقط یک سوی زیبایی را ببیند، نمیتواند به کمال او پی ببرد.
بباید دید نیکی و بدی هممقامات خودی و بیخودی هم
هوش مصنوعی: شایسته است که فضا و موقعیتهای نیک و بد را بررسی کنیم؛ همچنین باید وضعیت خودی و بیخودی را در نظر بگیریم.
ولی چون آن همه پیوسته بینیبد و نیکش همه در بسته بینی
هوش مصنوعی: اما وقتی که به صورت مداوم به خوبیها و بدیها نگاه کنی، همه چیز را به صورت بسته و محدود میبینی.
اگر بینی بدی نیکو بوَد آنبرای آنکه آن از او بوَد آن
هوش مصنوعی: اگر بدی را ببینی، خوب به نظر میرسد؛ زیرا این بدی از او نشأت میگیرد.
ز معشوقت مبین عضوی بُریدهبههم پیوسته بین چون اهلِ دیده
هوش مصنوعی: از محبوب خود هیچ عضوی بریده و جدا نکن؛ بلکه همه را به هم پیوسته و هماهنگ ببین، مانند کسانی که بینش و دیدگاه عمیقی دارند.
ز یک عضوش مشو از دست زنهارکه هفت اندام باید دید هموار
هوش مصنوعی: به یک قسمت از بدن توجه نکن و بیدقتی مکن، چرا که برای قضاوت درست باید تمامی هفت قسمت بدن را به طور کامل بررسی کرد.
که چون هم خانه و هم سقف بینیجهانی عشق بر خود وقف بینی
هوش مصنوعی: وقتی کسی را ببینی که در کنار تو و زیر یک سقف زندگی میکند، تمام دنیای عشق را وقف او میکنی.