المقالة الرابع عشر
هوش مصنوعی: پسر میگوید اگر آب حیات به من ندهد و نتواند مرا از مرگ نجات دهد، نباید هیچ کاری کمتر از آن انجام دهد که بفهمم آن آب چیست. اگر روزی از عین حیات خبری نباشد، دستکم از علم آن میتوانم بهرهمند شوم و دل خود را شاد کنم.
پسر گفتش اگر آب حیاتمنخواهد داد از مردن نجاتم
هوش مصنوعی: پسر گفت: اگر به من آب حیات ندهی، پس حداقل من را از مرگ نجات بده.
نباید کم ازانم هیچ کاریکه بشناسم که چیست آن آب باری
هوش مصنوعی: نباید هیچ کاری انجام دهم که ندانم آن چه میباشد و به چه تعلق دارد.
گر از عین الحیاتم نیست روزیبود از علمِ آنم دلفروزی
هوش مصنوعی: اگر روزی از زندگی من نیست، اما از علم و دانشی که دارم، دلم شاد میشود.