(۴) حکایت سلطان محمود با آن مرد که همنام او بود
هوش مصنوعی: محمود در جستجوی صید به بیابان میرود و در این مسیر با پیرمردی غمناک و برهنه مواجه میشود. محمود به او نزدیک میشود و خود را معرفی میکند. پیرمرد در پاسخ به محمود میگوید که هر دو نام یکسان دارند و از او میپرسد که آیا واقعاً هر دو محمود هستند. او سپس به شاه میگوید که اگر هر دو از راه فرود بیایند، شاید بتوانند یکسان شوند. پیرمرد به محمود یادآوری میکند که او در مقام پادشاهی نیست که از غم و غصه دنیا رنج ببرد و بر لذات زندگی تمرکز کند. او به محمود میگوید که نه تنها ثروت و قدرت نمیتواند او را خوشبخت کند، بلکه مرگ همیشه در کمین است و آدمی نمیتواند به تنهایی و بدون همراهی خوبی زندگی کند. در نهایت، او نتیجه میگیرد که تلاشهای محمود برای رسیدن به قدرت و ثروت بیفایده است و همه چیز پایانپذیر است.
مگر محمود میشد با سپاهیز هامون تا بگردون پایگاهی
هوش مصنوعی: آیا ممکن بود که محمود با لشکری از هامون به آسمانها راه پیدا کند و پایگاهی بسازد؟
سپه میراند هر سوئی شتابانکه تا صیدی بیابد در بیابان
هوش مصنوعی: سربازان با سرعت هرچه تمامتر به هر سمتی میتازند تا بتوانند شکار خود را در دشت پیدا کنند.
خمیده پشت پیری دید غمناکبرهنه پای و سر با روی پُر خاک
هوش مصنوعی: یک پیرمرد با کمر خمیده و حالتی غمبار دیده میشود که پایش برهنه است و سرش نیز عاری از پوشش، در حالی که صورتش پر از خاک است.
درمنه میکشید و آه میکردمیان خار خود را راه میکرد
هوش مصنوعی: در میانهی درد و رنج، تلاش میکند و در عین حال آه و ناله سر میدهد؛ اما با همهی مشکلاتی که دارد، به سوی مقصدش راهی پیدا میکند.
شه آمد پیشش و گفت ای گرامیزبان بگشای و بر گو تا چه نامی
هوش مصنوعی: شاه به او نزدیک شد و گفت: ای عزیز، زبانت را باز کن و بگو که نامت چیست.
چنین گفتا که من محمود ناممچو هم نام تو ام این خود تمامم
هوش مصنوعی: او گفت: من نامم محمود است و چون نام تو نیز محمود است، همین برای من کافی است.
شهش گفتا که ماندم در شکی منتو یک محمود باشی و یکی من
هوش مصنوعی: شهش میگوید که در حیرتم، آیا تو محمود هستی یا من؟
تو یک محمود و من محمودِ دیگرکجا باشیم ما هر دو برابر
هوش مصنوعی: ما هر دو مانند هم هستیم، اما هر یک از ما ویژگیها و خصوصیات متفاوت خود را داریم. در واقع، هر یک به نوعی منحصر به فردیم و نمیتوانیم کاملاً مشابه هم باشیم.
جوابش داد پیر و گفت ای شاههمی چون هر دو برخیزیم از راه
هوش مصنوعی: پیر پاسخ داد و گفت: ای پادشاه، بیآنکه از مسیر خود دور شویم، بهتر است هر دو از اینجا بلند شویم و برویم.
رویم اول دو گز زینجا فروتربمحمودی شویم آنگه برابر
هوش مصنوعی: ابتدا کمی به سمت پایین برویم و سپس در برابر محمود قرار بگیریم.
برابر گر نیم با تو که خُردمبرابر گردم آن ساعت که مردم
هوش مصنوعی: اگر در مقابل تو نیکو و متناسب باشم، در همان لحظهای که جان میسپارم، به نیکی در برابر تو قرار میگیرم.
تو خوش بر تخت رَوکین نیلگون سقفکند از چوبِ تختت تختهٔ وقف
هوش مصنوعی: تو بر تختی زیبا و آبی رنگ نشستهای که از چوب ساخته شده و وقف شده است.
چه خواهی کرد ملکی درجهانیکه نتوانی که خوش باشی زمانی
هوش مصنوعی: چه فایده دارد اگر در این دنیا زندگی کنی و نتوانی برای مدتی هم که شده خوشحال باشی؟
بنتوانی شدن تنها براهینه کارت راست آید بی سپاهی
هوش مصنوعی: اگر نتوانی تنها قدم برداری، هیچ کار درست و حسابی از تو برنخواهد آمد بدون کمک و همراهی دیگران.
نه هم بی چاشنی گیری خوری آبنه شب بی پاسبانی آیدت خواب
هوش مصنوعی: نه تنها آب را بدون طعم و مزه مینوشی، نه شبها میتوانی به راحتی بخوابی بدون اینکه کسی از تو محافظت کند.
غم ملکی چرا چندان خوری توکه نتوانی که در وی نان خوری تو
هوش مصنوعی: چرا برای غم و اندوه پادشاهی اینقدر خودت را ناراحت میکنی، در حالی که نمیتوانی از آن بهرهای ببری یا نانی به دست آوری؟
اگر همچون کیانت تختِ عاجستوگر برتر ز نوشروانت تاجست
هوش مصنوعی: اگر تو همچون کیان، در مقام و جایگاه خود برتر هستی و بر روی تختی از عاج نشستهای، یا اگر تاجی که بر سرت هست، بالاتر از زیبایی انوشروان است، به همین دلیل تو مقام و ارزشت بالا است.
نصیبت زان چنان تاجی و تختینخواهد بود الّا خاک لختی
هوش مصنوعی: سرنوشتی که برای تو رقم خواهد خورد، بیشتر از یک تکه خاک نخواهد بود، حتی اگر آرزوی تاج و تخت داشته باشی.
چه ملکست این و تو چه پادشائیکه با میر اجل برمی نیائی
هوش مصنوعی: این شعر به این معنی است که وضعیت تو و مقام تو به چه اندازه اهمیت دارد وقتی که سرنوشت و مرگ حتمی است و نمیتوانی از آن فرار کنی. در واقع، بزرگترین مقامها و قدرتها هم نمیتوانند مانع از آمدن مرگ شوند.
اگر یک گِرده هر روزت تمامستچو تو دو گرده میجوئی حرامست
هوش مصنوعی: اگر روزی یک گرده نان برایت کافی است، طلب کردن دو گرده نان برای تو نادرست و ناپسند است.