المقالة السادس عشر
هوش مصنوعی: در این شعر، پسر بیان میکند که هرگز کسی را ندیده است که آرزوی پادشاهی داشته باشد و برای این مقام جانش را فدا کند. او میگوید که کمال یک پادشاه را نمیتوان به آسانی به دست آورد و حکیم نیز میگوید که اگر روزی پادشاهی باشد، آن روز خوشی خواهد بود. در کل، این ابیات به نقد آرزوهای بزرگ و واقعیات زندگی میپردازد.
پسر گفتش که هرگز آدمی زادندیدم ز آرزوی ملک آزاد
هوش مصنوعی: پسر گفت: هرگز کسی را ندیدم که به خاطر آرزوی داشتن قدرت و سلطنت، آزادی خود را از دست بدهد.
نمیدانم من از مه تا بماهیکسی را کو نخواهد پادشاهی
هوش مصنوعی: من نمیدانم از چه زمانی تا به حال کسی پیدا میشود که به پادشاهی برسد و آن را نخواهد.
کمال ملک نتوان داد از دستکه بهر ملک تن جان داد از دست
هوش مصنوعی: کمال و زیبایی ملک (پادشاهی) را نمیتوان از دست داد، زیرا شخص برای به دست آوردن قدرت و مقام، جان خود را فدای آن میکند.
نکو گفت آن حکیم مشتری فشکه گر شاهی بوَد روزی بوَد خوش
هوش مصنوعی: حکیم میگوید که اگر روزی شاهی وجود داشته باشد، آن روز خوشایند خواهد بود.